بهتره خودتو دست بندازی | نقد و بررسی فیلم Better Watch Out

بهتره خودتو دست بندازی | نقد و بررسی فیلم Better Watch Out

جنون،واژه‌ای که در تعریف آن هر دسته‌بندی و مفهومی خاصیت خود را از دست می‌دهد. تعداد زیادی از افراد وجود دارند که در صورت ارضا نشدن غرایز درونی و یا ناکامی در رسیدن به خواسته‌های خود دچار این حالت شده و دست به اعمالی می زنند که نه‌تنها زندگی فردی خودشان بلکه زندگی اطرافیان خود را نیز به خطر می‌اندازند.‌ فیلم ‌Better Watch Out (بهتره حواستو جمع کنی) از آثار متاخر و موفق سینما در ژانر Psycho-Horror یا روانشناختی-ترسناک است که با ترکیبی از کمدی سیاه و هیجان در پیکره‌ی خود توانسته نظرات مثبتی را به سمت خود روانه سازد. با سینما گیمفا همراه باشید.

‌Better Watch Out فیلمی به کارگردانی کریس پکوور، محصول مشترک آمریکا و استرالیا است و وقایع آن در خانه‌ای واقع در یکی از شهرهای ایالات متحده آمریکا رخ می‌دهد در حالی‌ که فیلمبرداری آن در استرالیا اتفاق افتاده است. داستان فیلم از جایی روایت می‌شود که یک دختر جوان برای شغل  پرستاری بچه به خانه‌ی خانواده‌ای که آن‌ها را از قبل می‌شناخته و از پسر آنها پرستاری می‌کرده است مراجعه ‌می‌کند. پس از صحنه‌ی نزدیک به تصادفی که در ابتدای فیلم بین اشلی و گربه‌ی سیاه رنگ رخ می‌دهد (که می‌تواند نشانه‌ای برای اتفاقات ناگوار بعدی فیلم باشد) او به خانه‌ی لرنرها می‌رسد و پس از ورود توسط پدرو مادر لوک (پسری که پرستاری او را به عهده دارد) توجیه می‌شود که البته به دلیل اینکه قبلا اینکار را انجام داده از آن‌ها با خبر است. ممکن است مخاطبین از این موضوع که سن این پسر ۱۲ سال است و با این وجود نیاز به پرستار دارد تعجب‌زده شوند. لوک ۱۲ ساله‌ به پرستار خود علاقه‌مند است و در ابتدای فیلم نیز این را به اشلی ابراز می‌کند اما با واکنشی که از وی به عنوان یک دختر بالغ انتظار می‌رفت روبه رو می‌شود، روند فیلم به گونه‌ی عادی پیش می‌رود تا اینکه تلفنی مشکوک، از غریبه‌ای که قصد مزاحمت دارد گره اصلی فیلم را ایجاد می‌کند، گره‌ای که با همان سرعت بالای ضرب‌آهنگ فیلم گشوده می‌شود و متوجه می‌شویم که مزاحم ما لوک و دوستش هستند.شاید همگی فکر کنند که آن‌ها در حال انجام یک شوخی مسخره بوده‌اند، اما موضوع به همین سادگی نیست و آن‌ها می خواهند مزاحمتی از جنس فیلم ‌‌Hard Candy را برای اشلی رقم بزنند.

از جهات زیادی می‌توان این اثر را فرزند خلف فیلم‌های تنها در خانه و Hard Candy محصول ۲۰۰۵ با بازی «الن پیج» دانست که گویا کمدی سیاه خود را از اولی و مایه‌ی روانشناختی را از دومی به ارث برده است. مخاطب در بسیاری از صحنه‌ها توقع اتفاقاتی که رخ می‌دهد را ندارد و حوادث واقعه طبعا مانند سنگی که در شیشه ترک ایجاد می‌کند شوک‌ برانگیز است. این روند شوک‌آور می‌تواند به این دلیل باشد که از ابتدای فیلم هیچکس انتظار ندارد که از شخصیت‌ منفی داستان خباثت یک جانی بالفطره را مشاهده کند اما با پیشبرد روند داستان خلاف آن‌ چیزی که فکر می‌کرده به او اثبات می‌شود. همچنین با پیشبرد روند فیلم مقدار آدرنالین ترشح شده در خون مخاطبین بیشتر می‌شود و جذابیت‌ها دیگری از شخصیت‌های داستان پدیدار می‌شود که می‌توان از آنها به دوست نامطمئن لوک اشاره کرد که انتظار اتفاقاتی که در رقم زدن آن‌ها نقش داشته را ندارد.

نقش‌آفرینی بازیگران فیلم بسیار راضی‌کننده قلمداد می‌شود. اولیویا دیانگ در نقش اشلی به خوبی توانسته از پس نقش یک پرستار بچه که در آماج احساسات و تهاجم یک نوجوان قرار می‌گیرد بربیاید اما باید مدال افتخار نقش آفرینی فیلم را به لوی میلر بدهیم که به خوبی نقش یک پسربچه‌ی شرور و در عین حال معصوم را در طول فیلم به ما دیکته می‌کند و پیش‌تر نیز شاهد نقش آفرینی او در فیلم پن (Pan) بوده‌ایم. اشتباهات فیلمنامه‌ی کریس پکوور و زک کان نیز در میان هیجان وارده و ترکیب شدن با موسیقی‌های مخصوص فیلم که حال و هوای کریسمس را القا می‌کنند رنگ باخته است و باعث شده که توجه بینندگان از زوایای کور فیلم و شخصیت پردازی‌های گاهاً سطحی داستان منحرف شود؛ اما در مجموع اثر دارای فیلمنامه‌ای هوشمندانه و سرعت پیشرفت مناسبی است.

موسیقی‌های متن فیلم نیز به خوبی با فضای برفی و زرق و برق شب کریسمس هماهنگ شده‌اند و برایان کاچیا با ترک‌های سمفونی گونه‌ی خود تاثیر زیادی در فضاسازی‌های فیلم داشته است.

فیلمبرداری اکثر صحنه‌ها نیز در فضای بسته (که همان خانه‌ی لرنرها) است، انجام شده است و ‌می‌توان آن را قابل قبول دانست.

Better Watch Out جزء آن دسته فیلم‌هایی است که نظیر آن‌ها را کمتر در باکس آفیس و روند تولید فیلم‌های سالانه مشاهده می‌کنیم. زیرا ساخت آثاری از این دسته معمولا با ریسک بالایی همراه بوده و نیازمند ایده‌ای مناسب و کارگردانی بسیار خوبی است تا بتواند مخاطب را بعد از مشاهده‌ی فیلم سرخوش از درهای سینما به بیرون روانه کند و بینندگان احساس نکنند که در حال تماشای تئاتر بوده‌اند. به طور قطع، حصول به این امر مهم کاری بوده که «بهتره حواستو جمع کنی» موفق به انجام آن شده است و همچنین توانسته دل‌های منتقدین را نیز به دست بیاورد و به اکرانی گسترده‌ در فصل جوایز نیز چشم دارد.

در نهایت دیدن این فیلم را مخصوصاً در شب‌های سرد زمستان به تمامی دوستداران سبک هیجان انگیز توصیه می‌کنم.

ارسال یک دیدگاه

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

بلوند خاکستری| نقد و بررسی فیلم Atomic Blonde

سال ۲۰۱۷ تا بدین جا با وجود اکران