برای مادرم! | نقد و بررسی انیمه سریالی Made In Abyss

برای مادرم! | نقد و بررسی انیمه سریالی Made In Abyss

قطعاً سن را نمی‌توان جزو محدودیت‌های انسان، برای انجام کارهایش دانست. به علاوه این که وقتی یک کودک تصمیم انجام کاری را بگیرد، دیگر هیچ چیز جلودارش نیست و به هیچ وجه نمی‌توانید او را از تصمیمش منصرف کنید. اگر دختر بچه‌ای تصمیم بگیرد به دیدار مادرش برود. نمی‌توانید مانع او شوید و آن دختر بچه تمامی سختی‌های پیش رویش را به جان می‌خرد تا بتواند بار دیگر مادر خود را که سال‌های بسیاری از او دور بوده است را ببنید. دنیایی که در متن پیشین توصیف شد گزیده‌ای از داستان انیمه Made In Abyss «به فارسی: ساخته شده در آبیس» است. پخش این انیمه از ششم تیر ۹۶ شروع و تا هفتم مهر ۹۶ ادامه داشت و ۱۳ قسمت جذاب را برای بینندگان به ارمغان آورد. حال در این مقاله به نقد و بررسی انیمه Made in Abyss می‌پردازیم. با سینماگیمفا همراه باشید.

دخترک ماجراجوی داستان ما

ماجراجویی تازه و شگفت انگیز و در عین حال دشوار 

داستان انیمه در شهری به نام اُرث روایت می‌شود. این شهر پر از غارنوردان مختلف از سرتاسر دنیا است که برای کشف و ماجراجویی درون یک گودال بزرگ به نام «آبیس» دور هم جمع شده‌اند. آبیس گودالی اسرار آمیز است که طبقات مختلفی دارد و تنها غارنوردان حرفه‌ای می‌توانند به اعماق این گودال بروند و بسیاری از آن‌ها ممکن است به خانه خود برنگردند. در این میان، غارنوردی تازه‌کار و پر جنب و جوش به نام «ریکو» می‌خواهد هر چه زودتر به اعماق آبیس برود تا بتواند چیزهای بیشتری کشف کند و عتیقه‌های (عتیقه‌ها در واقع همان وسیله و یا چیزهایی هستند که غارنوردان درون غارها پیدا می‌کنند و این وسیله‌ها به آن‌ها کمک می‌کنند که سریع‌تر رنگ سوت خود را عوض کرده و به سطح‌های بالاتر بروند. در میان غارنواردان، رنگ سوت‌هایشان سطح آن‌ها را مشخص می‌کند) گوناگونی به شهر خود بیاورد. ریکو در یکی از غارنوردی‌های خود با رباتی آشنا شده که هیچ خاطره‌ای از گذشته خود به خاطر ندارد و او برای این که به ربات کمک کند، او را به یتیم خانه‌ای که خودش هم در آن زندگی می‌کند، می‌آورد. مادر ریکو یک غارنورد سوت سفید (بالاترین سطح غارنوردی) است. او سال‌های بسیاری درحال کشف مناطق جدید آبیس بوده و ریکو هیچ خبری از آن نداشته تا این که در یکی از روزها خبر می‌رسد غارنوردان سفید درحال بازگشت به شهر هستن اما در این میان خبری از مادر ریکو نیست و به او می‌گویند که او مرده است و فقط چندین دست نوشته و اطلاعات شخصی برای آن به یادگار گذاشته است. ریکو در هنگام خواندن آن دست نوشته‌ها به یک نوشته کوچک بر می‌خورد که بر روی آن نوشته است: در اعماق آبیس منتظرت هستم. او تصمیم می‌گیرد به اعماق آبیس رفته تا با مادر خود ملاقات کند و در این میان ….

وقتی ریکو خبر از دست دادن مادرش را می‌شوند

توجه: از اینجا به بعد، مقاله بخش‌هایی از داستان انیمه را برای شما فاش می‌کند

داستان انیمه در ابتدا بسیار ساده و کلیشه‌ای به نظر می‌رسد و بیننده با خود می‌اندیشد که جست و جوی یک دختر بچه برای پیدا کردن مادر خود مگر چه جذابیتی می‌تواند داشته باشد؟ اما انیمه هدف و پیامی بالاتر از این حرف‌ها را در خود پنهان کرده و آن معنای واقعی «عشق» است. سازندگان می‌خواهند به مخاطب نشان دهند که چگونه عشق می‌تواند از انسان، یک فرد قوی بسازد که هیچ چیز جلودارش نیست. همچنین معنای واقعی دوستی و از خود گذشتگی در تک تک صحنه‌های انیمه جا خشک کرده‌ است. در زیبایی داستان انیمه Made in Abyss شکی وجود ندارد. اما بهتر بود که سازندگان از همان ابتدای انیمه هدف و قصد داستان را مشخص نمی‌کردند. اپیزود اول بیننده را با شخصیت‌ها تا حدودی آشنا می‌کند و از پیچیدگی خاصی برخوردار نیست و درست همان جایی که بیننده انتظار دارد که کمی بیشتر با شخصیت‌ها اشنا شود، سازندگان هدف اصلی انیمه را مشخص کرده و آنقدر زود تمام تدارکات را برای سفر ریکو آماده می‌کنند که دیگر بیننده وقت آشنایی بیشتر با شخصیت‌ها را ندارد. اما باز هم داستان سرایی انیمه به قدری زیبا و گیرا است که این اشتباه جزئی به چشم بیننده نمی‌آید و باز هم می‌شود از آن چشم پوشی کرد. همچنین سازندگان توجه بسیاری بر روی به تصویر کشیدن افسانه‌ها و یا همان داستان‌های قدیمی ژاپنی دارند. درست همان دنیایی که موجودات افسانه‌ای و خطرناک در آن زندگی ‌می‌کرده‌اند و می‌کوشند که از آن مراقبت کنند و این درست همان چیزی است که سازندگان بر روی آن مانور بسیاری داده اند. شخصیت پردازی قوی تک تک شخصیت‌ها و به خصوص موجودات آبیس به یکی از نقاط قوت این انیمه مبدل شده است. نمونه‌ای از آن شخصیت پردازی را می‌توان در قسمت‌های پایانی انیمه مشاهده کرد، درست همان لحظه‌ای که ریکو و رگو در مقابل موجودی قوی قرار می‌گیرند که او از قدرت تشخیص حرکات و پیش بینی چند ثانیه آینده برخوردار است. آن موجود درست همانند یک انسان واقعی احساس و در رویارویی با افراد مختلف واکنش‌های متفاوتی نیز از خود نشان می‌دهد. ریکو دختری قوی و سرسخت که هیچ چیزی جلودارش نیست و می‌خواهد هرطور که شده به مادرش برسد و دوباره با او ملاقات کند و رگو رباتی که از اعماق آبیس به سطح آن آمده و هیچ تصوری از گذشته خود ندارد و به دنبال کشف حقیقت است و در عین حال روحیه‌ای بسیار شکننده و پسری کاملاً احساساتی است و درست در همین جا است که باید به سازندگان Made in Abyss احسنت بگوییم.

زیبایی بی پایان

طراحی نقش بسزایی در این انیمه ایفا می‌کند. Made in Abyss از همان ابتدای کار هنر اصلی خودش را نشان بیننده می‌دهد و او را غرق در زیبایی‌های خود می‌کند. مخصوصاً وقتی که ریکو، رگو را به بالاترین نقطه شهر برده و از آنجا پیشینه‌ی شهر را برای او تعریف می‌کند. ابتدا فضا کاملاً تیره و تار است اما درست در همان وقتی که آفتاب از پشت تپه‌ها طلوع می‌کند، بیننده مات و مبهوت فضای آن می‌شود. این صحنه از انیمه به حدی زیبا و عالی ساخته و پرداخته شده است که به شخصه خود بنده حدود پنج بار این صحنه را تماشا کردم و هر بار که این کار را می‌کردم، دوباره همان حس ابتدایی را داشتم که برای اولین بار این صحنه را می‌بینم. تمامی جزئیات همانند ابر، تپه‌ها، خانه‌ها و در نهایت نمای کلی شهر اُرث و گودال آبیس همه به بهترین شکل ممکن انجام شده است. طراحی فضا در ارسال پیام و هدف اصلی یک انیمه به مخاطب، نقش بسزایی دارد و Made In Abyss به خوبی از پس این کار برآمده و در انیمه فضا سازی به قدری خوب انجام شده است که توانایی این را دارد در بعضی از بخش‌ها اشک بیننده را در بیاورد. برای مثال همان وقتی که سم یک موجود وحشی به دست ریکو رفته و او را تا پای مرگ می‌برد. اگر فضاسازی در این بخش به خوبی انجام نمی‌شد، دیگر آن حس ناراحتی و ترس در چشمان رگو به چشم نمی‌آمد و همه این‌ها به لطف فضای تیره و تار آن قسمت به وقوع پیوسته است. شخصیت‌ها هم همانند فضاسازی عالی این بخش، به خوبی طراحی شده‌اند. به عنوان مثال، در همان قسمت ابتدایی انیمه، مخاطب با دیدن چهره ریکو می‌تواند حدس بزند که او بسیار احساساتی و در عین حال بسیار بامزه و دوست داشتنی است و همین طراحی چهره خوب هم در کنار فضاسازی عالی، بیشتر از هر چیزی اشک شما را در می‌آورند. به شما پیشنهاد می‌کنم اگر قصد دیدن این انیمه را دارید، در قسمت‌های پایانی حتماً یک جعبه دستمال کاغذی در کنار خود بگذارید تا در صورت نیاز از آن استفاده کنید.

در طول مشاهده انیمه، بسیاری از این موجودات در مقابل چشمتان قرار می‌گیرنند

صدایی کودکانه اما دلنشین

در کنار تمامی این بخش‌ها، نمی‌توان از موسیقی دوست داشتنی این انیمه غافل شد. با دیدن این انیمه به بنده ثابت شد که گاهی یک موسیقی با صدای کودکانه هم می‌تواند جذاب باشد و به قدری به دل بنشیند که نتوانید از گوش دادن به آن دست بردارید. موسیقی آغازین انیمه، ماهیتی تقریباً هیجانی دارد که بسیار زیبا و دلنشین است و موسیقی پایانی دو برابر آن! موسیقی پایانی ریتمی آرام‌تر از موسیقی آغازین دارد و در کنار آن، صدای کودکانه‌ای که کلمات را پشت سر هم بر زبان می‌آورد زیبایی این اثر را دوچندان می‌کند. موسیقی متن انیمه هم درست همانند موسیقی شروعی و پایانی بی نظیر است. برای مثالی وقتی که ریکو دارد شهر را به رگو نشان می‌دهد، به قدری موسیقی بخش شده زیبا است که نمی‌توان از گوش دادن به آن دست برداشت و درکنار فضاسازی و طراحی دلچسب، موسیقی هم نقش بسیاری در زیبایی انیمه دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

حال شما هم می‌توانید به همراه ریکو به ماجراجویی در اعماق دل گودال آبیس بروید و از تماشای آن لذت ببرید. داستانی پر از فراز و نشیب و سختی‌های غارنوردی و شخصیت پردازی بی‌نظیر به همراه طراحی بی نقص و عالی که هوش از سر بیننده می‌برد و همچنین موسیقی کودکانه و دلنشین که در جای جای انیمه جا خشک کرده‌ است، این انیمه را به یک اثر فراموش نشده‌ای تبدیل کرده و مخاطب را به بهترین نحو ممکن درگیر خود می‌کند.

2 نظر

  1. امیرعلی فطورچی

    من این انیمه رو تازه شروع کردم و دو قسمتس رو دیدم، واقعا تا اینجای کار هم روایت داستانی و هم طراحی هنری فوق‌العاده‌ای داشته

  2. خسته نباشید اقای همتی
    ممنون از مقاله

ارسال یک دیدگاه

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

تابوت‌های شناور بر روی اطلس | معرفی انیمه سینمایی Black Butler: Book of the Atlantic

دنیایی عجیب با موجودات عجیب‌تر از آن. فکرش