وید ویلسون تقدیم می‌کند: نقد و بررسی فیلم Deadpool 2 + نقد ویدئویی

وید ویلسون تقدیم می‌کند: نقد و بررسی فیلم Deadpool 2 + نقد ویدئویی

- درپست ویژه, نقد و بررسی
۳

سال‌های سال است که کتاب‌های مصور شرکت مارول توسط شرکت فاکس و همچنین استودیوی فیلمسازی مارول که زیر نظر کمپانی دیزنی قرار دارد به پرده‌ی نقره‌ای پا گذاشته‌اند و هرساله شاهد بهبود و پیشرفت سینمای ابرقهرمانی بوده‌ایم؛ اما همیشه تفاوتی پایه‌ای بین برداشت‌های شرکت فاکس و مارول استودیو از شخصیت‌های کمیک‌‌بوک وجود داشته‌ است که آن‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند؛ به نوعی می‌توان گفت آثاری که توسط شرکت فاکس از روی شخصیت‌های مارول ساخته‌ شده‌ است تمی تاریک‌تر و شخصیت‌هایی پخته‌تر در مقایسه با دنیای مارول استودیو دارد و برای نمونه می‌توان سری مردان ایکس و شاخه‌های آن‌را مثال زد که فضایی تاریک‌تر و مدیومی بالاتر را دارا می‌باشند. البته به تازگی احتمال نهایی شدن خرید شرکت فاکس توسط دیزنی را شاهد بودیم که قطعا یکی از اهداف آن گسترش دنیای سینمایی مارول باشد؛ هرچند که فعلا ترکیب شدن شخصیت‌های به تصویر کشیده‌ شده توسط فاکس با دنیای انتقام‌جویان امری دور از انتظار به نظر می‌رسد.

همانطور که پیش‌تر گفته‌ شد فیلم‌های خلاقانه‌ی ساخته‌ شده از روی کمیک‌های مارول در سال‌های اخیر باعث شده‌ است که ژانر ابرقهرمانی دیگر از روی فیلم‌های ضعیفی مثل «Daredevil» یا «Green Lantern» قضاوت نشود و حتی به حد والایی برسد که لایق دریافت جوایز سینمایی بزرگ باشد و برای اثبات این سخن می‌توان به آثار مهم سال‌های اخیر مانند مردان ایکس: روزهای گذشته‌ی آینده، انتقام‌جویان: جنگ ابدیت و لوگان اشاره‌ کرد.

«Deadpool» یکی از نو‌آورانه‌ترین فیلم‌های ابر قهرمانی در سال‌های اخیر است که قسمت اول آن در سال ۲۰۱۶ ساخته‌ شد و علاوه بر جلب نظر منتقدان توانست در گیشه‌ها نیز عملکردی بی‌نظیر داشته‌ باشد تا به یکی از موفق‌ترین عناوین استودیوی سازنده بدل شود. پس از دو سال شاهد اکران قسمت دوم این فیلم با تمام حواشی و اختلافات نظر تیم سازنده و تغییر در سبک کارگردانی اثر بودیم و در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت. با سینماگیمفا همراه باشید.

داستان فیلم پس از وقایع قسمت اول و در جایی اتفاق می‌افتد که وید ویلسون (ددپول) هویت جدید خود را پذیرفته و با همسر خود در خوشی و آرامش زندگی می‌کند. در پی یک اتفاق تلخ عده‌ای تبهکار که از ددپول کینه به دل دارند و قصد انتقام از او را دارند به خانه‌‌اش حمله می‌کنند؛ طی این اتفاق ونسا (همسر ددپول) علی‌رغم تلاش‌های او برای نجاتش کشته می‌شود و ددپول که نمیتواند این اتفاق را هضم کند تصمیم به کشتن خود‌ می‌گیرد که البته با توجه به ویژگی‌های ابرقهرمانی‌اش (نامیرا بودن) غیرممکن است. زمانی که «وید» از تلاش برای خودکشی ناامید می‌شود، به توصیه‌ی دوستش کلوسوس که عضو مردان ایکس است به عنوان کارآموز به آنها می‌پیوندد تا در ماموریت‌هایی آن‌ها را یاری کند که این نیز خوب پیش نمی‌رود تا اینکه ددپول تصمیم می‌گیرد گروهی به نام ایکس فورس را به وجود بیاورد و از نوجوانی که رستگاری خود را در نجات او می‌بیند محافظت کند.

داستان فیلم در مقایسه با قسمت قبل خود پیشرفت چشمگیری نداشته‌ اما به گونه‌ای نبوده‌ است که نتواند مخاطبان را مانند قسمت اول خود جذب کند و در بعضی صحنه‌ها از عنوان قبلی خود نیز بهتر عمل کرده‌ است. یکی از عناصری که فیلم ددپول را تبدیل به یک عنوان ابرقهرمانی خاص و سنت‌شکن کرد کمدی هجو‌آمیز و طعنه‌های کوچک و بزرگ آن بود که بدون هیچ ابایی کلیشه‌ها و عناصر خسته‌کننده‌ی سینمای ابرقهرمانی را به باد تمسخر می‌گرفت و گویی تف سربالا برای سازندگان پول‌پرست این نوع فیلم‌ها نیز بود. در این قسمت ددپول نیز شاهد رشد عمده عناصر قسمت اول هستیم و درصد کثرت آن‌ها نیز بالاتر رفته است؛ به صورتی‌که از همان ابتدای فیلم «وید» سر شوخی را باز می‌کند و از تمسخر ولورین گرفته تا شکستن دیوار چهارم (ارتباط مستقیم با مخاطب) را با کمدی هجوآمیز خود ترکیب می‌‌کند و تا پایان فیلم نیز به دفعات از این عناصر استفاده می‌شود.

اکشن فیلم از دیگر قسمت‌هایی است که به خوبی کار شده‌ است و شاهد صحنه‌هایی زیبا و مورد پسند دوستداران صحنه‌های هیجانی و اکشن هستیم. موفق بودن فیلم در این بخش را باید مدیون کارگردانی خوب دیوید لیتچ باشیم که سابقه‌ی کار بر روی صحنه‌های اکشن فیلم «جان ویک» و کارگردانی فیلم «بلوند اتمی» را نیز دارا می‌باشد و با وجود سابقه‌ی کارگردانی نه چندان زیاد، توانایی بالایی برای خلق آثار اکشن دارا می باشد.

قسمت دوم ددپول با وجود حفظ کردن موفقیت‌های قسمت قبل و جذابیت داستان به مانند قسمت قبلی خود عنوانی انقلابی نیست. همانطور که پیش‌تر گفته‌شد قسمت قبلی عنوان ددپول فیلمی بود که برای اولین بار و با نوآوری‌های خلاقانه‌ی خود بسیاری از عنصرهای کلیشه‌ای و روتین سبک ابرقهرمانی را به چالش کشید اما قسمت دوم با وجود اینکه فیلمی خوب است نتوانست به جز بسط دادن ایده‌های عنوان پیشین خود چیز جدیدی را ارائه کند. کمبود و فقدان صحنه‌های درگیر کننده و عنصر تعلیق از دیگر ایراداتی است که گریبان‌گیر فیلم شده‌ است؛ به شکلی که من در تمام طول فیلم با وجود صحنه‌های اکشن خوب هیچگاه و در هیچ سکانسی دچار دلهره و انتظار که ماحصل تعلیق‌های به جا است نشدم و این موضوع تا حدودی دلسرد کننده بود. در بهترین بیان می‌توان گفت بعضی از کلیشه‌هایی که ددپول در طول فیلم آن‌ها را مسخره می‌کند به ایرادات فیلم خودش تبدیل شده‌اند.

فیلمنامه به طور مشترک توسط «ریک ریس» و «پال ورنیک» تالیف شده‌ است و خود «رایان رینولدز» علاوه بر نقش آفرینی در کاراکترهای ددپول و جاگرنات کمک زیادی در نوشتار فیلمنامه کرده‌ است و با استعداد بالای خود توانسته طنزهای خنده‌دار و استادانه‌ای را خلق کند (هرچند که شخصیت ددپول به تیم فیلمنامه نویسی نیز رحم نمی‌کند و کار آن‌ها را مورد تمسخر قرار می‌دهد). استفاده‌ از موسیقی‌های مختلف با توجه به فضاهای فیلم نیز همانگونه که از عناصر جالب و موفقیت‌آمیز قسمت قبلی بود به این اثر راه‌ یافته است و ترکیب آن با چاشنی کمدی تاثیر آن‌را چند برابر کرده‌ است.

تیم بازیگری فیلم یکی از نقاط قوت آن محسوب می‌شود و علی‌رغم حواشی زیاد در هنگام ساخت فیلم بازیگران به خوبی برای ایفای نقش در کارکترهای داستان انتخاب شده‌اند که می‌توان «رایان رینولدز» در نقش ددپول و «جاش برولین» که سالی پرکار در سینمای مارول داشته‌است را در نقش کیبل مثال زد. زیرا برولین ایفای نقش شخصیت ثانوس در فیلم جدید انتقام‌جویان را نیز برعهده داشت که عملکرد بی‌نظیری در پرداخت شخصیت وی از خود برجای گذاشت؛ رینولدز نیز تلاش زیادی برای توسعه‌ی قسمت دوم ددپول انجام داد و ایده‌های خلاقانه‌ی زیادی را به فاکس ارائه داد.

«ددپول» یک ضد قهرمان است؛ فردی که بیشتر از هرچیز منافع خود را در نظر می‌گیرد و گاهی هم کارهای قهرمانانه انجام می‌دهد و همین موضوع است که شخصیت او را پیچیده و جذاب می‌کند. قسمت دوم فیلم ددپول نیز مانند عنوان متقدم خود فیلمی ابرقهرمانی و با درونمایه‌ی کمدی است و علاوه‌بر این‌ها خشونت و درجه‌ سنی بالایی را دارا می‌باشد. حال ممکن است که این قسمت به مانند اثر اولی خود انقلابی نباشد؛ اما هنوز هم وارث ایده‌های جذاب آن است که در بیشتر موارد پیشرفت کرده‌اند و به هیچ‌وجه فیلم ضعیفی نیست. پس اگر هنوز این فیلم را ندیده‌اید توصیه می‌کنم دست به کار شوید و برای ۲ ساعت مهمان داستان‌‌های طنز و گاهاً آموزنده‌ی ددپول باشید؛ گرچه ممکن است از فیلم خوشتان نیاید و در این صورت می‌توانید با خودش در میان بگذارید، البته اگر گلوله‌ای در مغزتان شلیک نکند.

3 نظر

  1. سلام . ممنون بابت نقد . به نظر من ددپول ۲ یه فیلم خوب بود ولی یه ددپول خوب نه . من از این فیلم انتظار اکشن بیشتر (از نظر تعداد) داشتم و صحنه های احساسی هم من رو شکه کرد چون فکر نمیکردم با دیدن ددپول اینقدر دل نازک بشم! شوخی های فیلم که بی نظیر بود . همه جا ، با همه کس بدون پرده ! (مخصوصا صحنه مرگ ددپول آخرای فیلم ) . در کل ممنون که این فیلم رو نقد کردین و توضیج دادین . کسایی که فیلم رو هنوز ندیدن ، تو دیدن ددپول ۲ شک نکنین !

    1. علي شكوهي‌‌اقدم

      سلام ممنون از اینکه نقد رو مطالعه کردید.صحیح میفرمایید…

  2. راستش رو بخواید من واقعا از ددپول ۲ خوشم نیومد. اینقدر به فیلم ها و سریال های دیگه اشاره کرد که فیلم دیگه کمدی نبود، و خیلی لوس شده بود.

ارسال یک دیدگاه

همچنین ممکن است دوست داشته باشید

میراث ترس: نقد و بررسی فیلم Hereditary

سال ۲۰۱۸ تاکنون با اکران فیلم‌های مختلف در