معرفی فیلم و سریال: آخر هفته چه فیلم‌هایی ببینیم؟

  • توسط امیرعلی محمدیان پور
  • فروردین ۱۵, ۱۳۹۸
  • ۲

در سینمای حال حاضر، آثار پر خوش‌رنگ و لعاب بلاک‌باستری که با بودجه‌های کلان تولید می‌شوند چنان در حال جولان دادن و عرض اندام هستند و روز به روز واکنش‌های مثبت بیشتری را از سوی عامه‌ی مخاطبان دریافت می‌کنند، که بسیاری از آثار سینمایی قدیمی و یا تازه‌ی خوش‌ساخت و یا حتی فاخر اصلا به چشم نمی‌آیند و عموما با مظلومیت توسط عموم سینما‌دوستان کنار گذاشته می‌شوند. آثاری که شاید یک تجربه‌ی هنری تمام‌عیار و ساخته‌ای بی‌نقص باشند، و یا علی رغم بودجه‌ی به نسبت کمترشان از لحاظ کیفی نسبت به بسیاری از بلاک‌باستر‌ها برتری دارند، حتی اگر شدیدا عالی نباشند. و هالیوود نیز پر شده از آثاری که روز به روز در حال دور انداخته شدن توسط مخاطبان هستند. از این پس وبسایت سینمافارس بنا به این داشته که برخی از آثار سینمایی و یا سریالی قدیمی و یا جدیدی را که از خصوصیات و مشخصه‌های لازمه برخوردارند، و البته شاید چندان از دید همگان آشنا و شناخته‌شده نباشند را معرفی کند. البته اگر با محصولی که معرفی شده آشنایی دارید اشکالی ندارد، چراکه این فرصتی است برای انداختن نگاهی دوباره بر آثار خوش‌ساخت که بایست غنیمت شمرده شود. این شما و این دو فیلم جالب و جذاب برای روز‌های پایانی سومین هفته‌ی فروردین ماه و پیش از پایان تعطیلات نوروزی. در سینمافارس بخوانید.

  • فیلم سینمایی “دوران ناخوشایند در اِل رویال”
  • نام به زبان انگلیسی: “Bad Times At El Royale”
  • سال تولید: ۲۰۱۸ میلادی
  • کارگردان: درو گادرد (Drew Goddard)
  • نویسنده: درو گادرد (Drew Goddard)
  • کمپانی ناشر: فاکس قرن بیستم (Fox 20th Century)
  • بازیگران: کریس همسورث (Chris Hemsworth)، جف بریجز (Jeff Bridges)، داکوتا جانسون (Dakota Johnson)، لویس پولمن (Lewis Pullman)، جان هم (John Hamm)، کنتیا اِریوو (Cynthia Erivo)

اگر در پی تماشای یک نئو-نوآر جنایی جذاب هستید که ارزش زمانی که صرفش می‌کنید را داشته باشد، “دوران ناخوشایند در اِل رویال” (Bad Times At El Royale) علی رغم اینکه نقایص متعددی را یدک می‌کشد تجربه‌ای است که رضایت شما را به خوبی جلب خواهد کرد. قصه‌ی فیلم درباره‌ی افرادی هست که به نحوی پایشان به هتل “اِل رویال” باز می‌شود، هتلی که مدت‌هاست مسافری را به خود ندیده به طرز عجیبی خالی و گاها بسیار مرموز است. شاید طی پانزده دقیقه‌ی آغازین از آن تعلیقی که انتظار می‌رود، خبری نباشد اما کارگردان خوب می‌داند که چگونه به مرور رشته‌های داستانی را به یکدیگر ربط داده و شناخت مخاطب نسبت به کاراکتر‌هایش را به واسطه‌ی سکانس‌های فلش‌بک و مطرح کردن پیچش‌های داستانی بجا وسعت دهد. “دوران ناخوشایند در اِل رویال” از آن دسته فیلم‌هایی جنایی‌ای است که نخست مخاطبان‌شان را در هاله‌ای از ابهام قرار داده، و به مرور و از زوایای دید متمایز وقایع را بررسی می‌کند و در نهایت با دور ریختن ابهامات، همه‌ی خطوط داستانی را در سکانس و نقطه‌ای واحد به اتمام می‌رسانند.

خصوصیتی که “دوران ناخوشایند در اِل رویال” را از دیگر آثار عامه‌پسند سینمای معاصر جدا می‌دارد، روایت بی‌پرده و بی‌رحم آن است. در حقیقت رگه‌هایی از فرم بی‌رحم کوینتین تارنتینویی است که موجب شده اثر دلش به حال شخصیت‌هایش نسوزد و هیچ ابایی از به خاک و خون کشیدن آنها نداشته باشد، و دارای تازگی و طراوت نسبی باشد. البته که اثر با دور ریختن برخی از کاراکتر‌ها و حذف ایشان از روند داستان قصد دارد از حمل بی‌چون و چرای کاراکتر‌های مکمل اضافی ممانعت کند و با ریتم پرانرژی‌اش اجازه نمی‌دهد که هنگام تماشایش احساس ملالت و خستگی کنید. فضاسازی نئو-نوآر و تنش و تعلیقی که در نقاط متعددی از فیلم به سراغ مخاطب می‌آیند، می‌توانند در لحظاتی او را به شگفتی وا دارند و بر سطح هیجان اثر بیفزایند. “دوران خوشایند در اِل رویال” شاید چندان به دنبال بیان مطالب و مفاهیم مهم و واقع‌‌گرایی نباشد، اما برای دوست‌داران آثاری با این حال و هوا بی‌تردید آخر هفته‌ی خوبی را رقم خواهد زد!

  • فیلم سینمایی “وی مانند وندتا”
  • نام به زبان انگلیسی: “V For Vendetta”
  • سال تولید: ۲۰۰۵ میلادی
  • کارگردان: جیمز مک‌تیگ (James McTigue)
  • نویسندگانلیلی و لانا واچوفسکی (Lilly And Lana Wachovsky)
  • کمپانی ناشربرادران وارنر (Warner Bros)
  • بازیگران: هیوگو ویوینگ (Hugo Weaving)، ناتالی پورتمن (Natalie Portman)، استیفن فرای (Stephen Fry)، جان هرت (John Hurt)

هالیوود در دو دهه‌ی اخیر، چنان به سینمای کامیک‌بوکی و علی‌الخصوص ابرقهرمانی وابسته شده، که گویا نبود آن اشتیاق تمامی مخاطبان برای رفتن به سالن‌های سینما را از بین می‌برد. سال‌ها پیش از اینکه کمپانی‌های بسیار دائما به تولید بلاک‌باستر‌های شدیدا پرخرج، کلیشه‌ای و بیان‌گر مفاهیم نخ‌نما‌شده بپردازند؛ جیمز مک‌تیگ (James Mcteigue) دست به ساخت فیلمی زد که دست امثال مارول‌استدیوز (Marvel Studios) و خصوصا دی‌سی‌ای‌یو (DCEU) را از پشت می‌بندد. ساخته‌ی وی برگرفته از کامیک “V For Vendetta” نوشته‌ی الن مور (Alan Moore) و دیوید لوید (David Lloyd) بود که از قضا محصول دی‌سی‌کامیکس (DC Comics) بود. “V For Vendetta” علی رغم ظاهر تکراری‌اش نه یک فیلم قهرمان‌محور با فضاسازی و پایان‌بندی خوش و خرم، بلکه فیلمی بود که در اوج فلسفی بودن، یک اکشن بی‌پرده و یک تریلر مجذوب‌کننده‌ی تمام‌عیار بوده که داستان‌پردازی‌اش به دور از هرگونه کلیشه‌زدگی و تکرار بود. جیمز مک‌تیگ نه‌تنها به بهترین شکل ممکن فرم دستوپیایی و تاریک منبع اقتباس فیلمش را در آن پیاده‌سازی کرد، بلکه اقدام به قرار دادن فلسفه‌ی زیر سلطه‌ی ظلم بودن و مفهوم عبارت “دستوپیا”، زیر ذره‌بین کرد. دستوپیا که ترجمه‌ی آن به فارسی “پادآرمان شهر” است، اشاره به جهانی دارد که آرمان و آرزوی ساکنانش به راحتی پایمال می‌شود و همه‌چیز شاید در این مرتب و نظام‌مند جلوه کردن به طرز عجیبی بی‌قید و بند است.

“وی مانند وندتا” از داستان شخصی با لقب “وی” (V) می‌گوید که با ماسک گای فاکس (Guy Fox) بر صورتش پته‌های دولت ستمگر و دروغین انگلستان را روی آب می‌ریزد و به نمایندگی از مردم اعتراض خود را به طرز خشونت‌آمیزی اعلام می‌کند. اما روزی پای زنی به نان ایوی هموند (Evey Hamund) با نقش‌آفرینی ناتالی پورتمن (Natalie Portman) به زندگی “وی” باز می‌شود و ارتباطات جالب و اما پرتنشی میان این دو نفر شکل می‌گیرد که در نهایت حال و هوایی سرشار از احساس و عاطفه به خود می‌گیرد. البته چنان چه عرض می‌کردم که پای “وی” به زندگی ایوی باز می‌شود، مفهوم جمله همچنان صحیح بود. البته تنها به کار بردن این دوجمله در کنار یکدیگر می‌تواند حق مطلب دا ادا کند. اگر از سیر داستانی تکراری و رایج میان آثار کامیک‌بوکی سینمای حال حاضر احساس خستگی و ملالت می کنید، باز هم “وی مانند وندتا” حرف‌های فراوانی برای گفتن دارد. فیلم مد نظر نه‌مانند آثار کمیک‌بوکی امروز از به کار بردن جدیت و خشونت بی‌حد و مرز ابایی دارد، و نه مستقیما دارای بعد مثبت و منفی است؛ چراکه اکثر شخصیت‌های داستان خاکستری هستند و قصه علی‌رغم درون مایه‌ی نسبتا تخیلی‌اش به شدت واقع‌بینانه و منطقی است. طوری که شاید اختلاف چندانی با حقیقت و واقعیت نداشته باشد.

چه فکر می‌کنید؟ آیا از مطالعه‌ی مقاله لذت بردید؟ کدام‌یک از فیلم‌های مد نظر را تماشا کرده‌اید؟

قبلی «
بعدی »

ساکن استان مازندران، شهر ساری و فعال در حوزه سینما و تلویزیون.

۲ دیدگاه‌ها

  1. من نئو_نوآور هارا خیلی میپسندم . فیلم هایی اند که با زرق و برق جلوی چشمت مانور میدهند و سرگرمت میکنند …
    اگر میشود از این نوع فیلمها به من معرفی کنید . ( همه فیلمهای ویندینگ رفن مشاهده شده )

پاسخی بگذارید

آخرین اخبار

نظر سنجی

معرفی فیلم

تریلر ها

باکس آفیس