مامان ایرانی و مصائب زوار در رفته‌اش! نقد و بررسی فیلم مامان

۱۶ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۰

فیلم “مامان” از آن دسته ملودرام‌های سیاه‌نمایی است که لنگه‌اش را تنها در سینمایِ آپارتمانی جشنواره فجر بایستی جست. از همان همیشگی‌هایی که بر سقوط و افول “زن” ژست همذات‌پنداری و این‌همانی می‌گیرند تا کاستی‌های بی‌پایان روایت غیر‌‌‌داستان گویشان را لاپوشانی کنند. “مامان” شخصیتی است مطلقه و بیوه که با مسافر‌کشی جور دو فرزند مجرد و خانه‌نشین‌اش را به دوش می‌کشد. فرزند کوچک او (احمد) هم درگیر جذب سرمایه برای فیلم‌نامه‌هایش هست و برادر بزرگتر‌اش هم دنبال راست و ریس کردن مقدمات ازدواج با پارتنر شغلی‌اش!!

طبیعتا اطلاق تهاجمیِ “سیاه‌نما و کلیشه‌ای” تنها الگو و مولفه‌های سبکی این فیلم را در بر نمی گیرد و چه بسا تمامیت فیلم “مامان” از منظر روایت، فرم و محتوا را شامل می شود. از آنجاکه فیلم ابدا پرسوناژ محوری واحدی ندارد و روایت داستان بر مبنای فصل‌های جداگانه‌ای از چند پرسوناژ محوری (مامان ، احمد ، امیر نوروزی) دنبال می‌شود، روایت فیلم آشکارا از مدل‌های روایی کلاسیک فاصله گرفته و بر مبنای داستان‌گوییِ “اپیزودیک” پیش می‌رود. البته این فرم از قصه‌گویی بیشتر برآمده از کاستی‌های همیشگی مدل‌های ملودرامی ایرانی که هم و غم‌شان در خدمت پرداخت‌های درون مایه‌ای روایت است تا آنکه بخواهد حرفی نوآوَرانه در ساخت و پرداخت‌های روایی یا ایجاد کشش و کشمکش‌های اخلاقی سازگار با ژانر “ملودرام” داشته باشد.

با اتکا بر همین الگوهای تکرارشونده در ملودرام‌های کلیشه‌ای چون “مامان” می‌توان مضمونی شدن بیش از اندازه و به‌دنبال آن شعاری شدن را از ارکان جدایی‌ناپذیر این دسته ملودرام‌های ایرانیزه دانست. “مامان” روایت‌اش به‌شدت متاثر از شخصیت‌هاست به‌طوری‌که مقوله مجزای پیرنگ و درام را آن‌چنان که باید جدی نمی‌گیرد. این رویکرد درست برخلاف مولفه‌های سبکی استاندارد “ملودرام” به‌حساب می‌آید که پیرنگ رویه عرضه داستان در آن متقدم بر شخصیت‌پردازی واقع می‌گردد. با این همه پرسوناژ‌های فیلم به قدری ساده و کلیشه‌ای پرداخته شده‌اند که تمامی‌شان (به‌غیر از پرسوناژ احمد) عملا “تیپ” به‌حساب می‌آیند تا “شخصیت”. هرچند در پرده‌اول روایت پرسوناژ مادر با رفتار و لحنی مردانه می‌نماید اما رفته‌رفته به همان سبک پرداخت‌های معصومانه و آسیب‌پذیر یک زن ایرانی مبتلا می‌گردد. در واقع بسترهای شعاری شدنِ لحن فیلم هم از همین پرداخت‌های شخصیتی بی‌مایه نشات می‌‌گیرد به‌نحوی که پسران یک مادر ایرانی در رویداد‌های دراماتیک فیلم آن‌قدر یک‌دنده و بدقلق نشان داده می‌شوند که پیکان مظلویت کارکردهای روایی پرسوناژ مادر را به جستارهایی شعاری و اغراق‌گونه تبدیل می‌نمایند.

افزون بر این زبان‌آوری فیلم عملا در میان صحنه و سکانس‌های بی‌کشش ، چالش‌های خنثی و تکرار‌شونده ، گفتمان‌های تصنعی و اغراق‌آمیز ‌که بیشتر هم به تئاتر نزدیک‌اند تا سینما دنبال می‌شود. روایت فیلم اما شاخصه دیگری هم در این ضد و نقیض عمل کردن‌ها داراست و به‌جای آن‌که به پیروی از الگوهای دانای کلِ کلاسیک هم‌سو با مولفه و مدل‌های احساسیِ ملودرام روی آوَرَد به همان توزیع اطلاعات شلخته و بی‌قاعده پرسوناژ راوی (احمد) بسنده می‌کند.


“احمد” که از هیاهوی تنش و درگیری‌های خانوادگی به کنج نگارش فیلم‌نامه داستانی بلنداش پناه برده، به مثابه نگارنده وقایع و مصائب حقیقی حاکم بر خانواده‌اش از دریچه راوی قصه فیلم پرداخته می‌شود. البته که این بازنمایی روایی از زبان روایت‌گر احمد اصلا کارکرد دراماتیزه‌ای ندارد . در این راستا چنان‌چه راوی اصلا وجود خارجی نداشته باشد سیر روایی فیلم همان است که هست! و اصلا تغییری در پیشبرد آن ایجاد نمی‌گردد. حال آن‌که وجود این راوی هم عایدی در یک‌پارچه سازی روایت در پی ندارد چرا که اصلا روایت فیلم را تبدیل فرم قصه‌گوییِ دولایه (روایت در روایت) نکرده و محدود به همان حرکت تک سویه در ارائه رویدادها باقی می مانَد. ناگفته پیداست رویکرد روایتگری‌های دو لایه (روایت در روایت ) از آن دست شگردهای محسورکننده فیلم‌نامه‌های پسا دهه ۷۰ هالیوودی است که به‌کارگیری به‌جا و درخوراش را همان پدید آورندگان روایت‌شناس‌اش بلد اند و لاغیر‌. می‌بینیم که موتور محرک قصه فیلم که با مرگ پدر خانواده چالش فروختن یا نفروختن زمین را پیش می‌کشد ، عملا هیچ زمینه‌ای را در ادامه داستان و در راستای بسط درگیرساز این چالش فراهم نمی آورد. قصه آن‌قدر درگیر بی‌راهه‌های داستانی همچون به‌تصویر کشیدن تنش‌های متوجه پرسوناژ مادر یا بگومگو‌های خانوادگی می‌شود که عملا جریان کشش‌مند “فروش زمین” جز مطرح شدن توسط فرزندان به دور از چشم مادر در همان یک‌سوم پایانی و نقطه اوج فیلم را به کلی نادیده می‌گیرد.

این چنین است که روایت فیلم نه فُرم معیار را بر “کشمکش‌های موضعی” و بی‌راهه‌های داستانی ارجع دانسته ، نه شخصیت‌محوری واحدی در مواجهه با این کشمکش‌ها را پردازش کرده و نه درک درستی از طرح چالش‌ها در موقعیت‌های بی ثبات را دارا می‌باشد.

برآیند “مامان” پیرنگ و خرده‌پیرنگ‌های بی‌مایه‌ای است که الگوی کلاسیکِ داستان‌گویی را تنها در روایت کسل‌کننده و خطی‌اش داراست و نه در فرم دهی به دایره کنش و کشمکش‌های روایی قاعد‌ه‌مند. در این بین توالی رویدادهای نامطلوب بر سر زندگانی نکبت بار یک مادر ایرانی با آن ضجه های درون مایه‌ای تکراری‌شان به قدری بر شنیده‌های غلیظ روانشناختی مانور می‌دهند که از روایت‌گریِ صحیح موقعیت سوژه معیار (مصائب مادر بودن) فاصله می‌گیرند.در این میان از زبان‌آوری محدود به دیالوگ‌های بد تحریری که از همان یک‌سوم ابتدایی فیلم تا به انتها جریان پیشبرد روایت را به دست می‌گیرند و بجز خلق اندکی چالش‌های موضعی هیچ عایدی هم در پی ندارند نمیتوان گذشت.

دکوپاژ فیلم هم از این جریان ناقص و نابخردانه تافته‌ای جدا‌بافته نیست. الگوی برداشت صرف میزان‌شات‌های ثابت و بی‌حرکت یا به اصطلاح تئاتری طراحی شده که از همان سکانس‌های آغازین فیلم کار سختی در فهم فیلم اولی بودن کارگردان را بر دوش مخاطب نمی‌گذارد. شاید بتوان صحنه‌پردازی و نورپردازی های رئالیستی را یگانه نقطه قوت این دکوپاژ ترسو و بی‌حرکت به‌حساب آورد. روی هم‌رفته “مامان” با آن روایت لکنت‌وار ، مضامین شعاری و فرم تهی مایه‌اش جز آنکه به سینمای هجو و فمینیست‌نمایِ ملودرام‌های ایرانی عرض ادبی کرده باشد ، آهی در بساط ندارد.

 

به فیلم مامان چه نمره‌ای می‌دهید؟ (5 امتیاز بیشترین امتیاز)

Loading ... Loading ...
3

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette