نقد فیلم «On Body and Soul» | ذبح انسجام

17 مرداد 1400 - 18:00

فیلم مجارستانی «بر روح و جسم» محصول ۲۰۱۷ و اثر محبوبی از یک فیلمساز خانم کم­‌کار به نام “ایلدیکو انیدی” است که در جشنواره کن امسال نیز با فیلم جدیدش حضور داشت. علی­رغم ستایش­‌های زیادی که از فیلم «بر روح و جسم» شده و جایزه­‌ی خرس طلای برلین و نامزدی اسکار بهترین فیلم خارجی ­زبان را برایش به همراه داشته، من در مجموع این فیلم را نپسندیدم و نمره زیر متوسط به آن می‌­دهم. فیلم یک ایده درخشان و کنجکاوی­ برانگیز دارد که به دلیل پرداخت نامنسجم و ضعیف در فیلمنامه و در کارگردانی، علی‌­رغم بازی‌­های بسیار هنرمندانه‌­اش، در کل راضی­ کننده نیست.

ایده­ «بر روح و جسم» کوتاه و جالب است. اینکه یک زن جوان که اوتیسم دارد، هر شب همان خوابی را ببیند که همکار میانسالش می‌بیند و این اشتراک باورنکردنی منجر به ایجاد یک عشق بین آن­‌ها بشود، پتانسیل دراماتیک بالایی دارد. از تضاد زن و مرد گرفته تا قضیه نسبتا متافیزیکی خواب‌­هایشان، متریال مناسبی برای ساختن یک فیلم عاشقانه در خود دارد. مشکل اما آنجاست که فیلمساز انگار بلاتکلیف است و نمی‌­داند از هر المان در پلات چگونه کمک بگیرد.

شاید بارزترین نکته در فیلم که توجه هرکسی را جلب می­‌کند، همین ماجرای خواب‌­ها باشد. اینکه چگونه دو نفر در شب­‌های متوالی خواب‌هایی عینا مشابه م‌ی­بینند و اینکه چرا پس از وصال این خواب‌ها متوقف می­‌شود؟ فلسفه این خواب دیدن­‌ها چیست؟ آیا فیلمساز فقط می‌­خواسته یک راه برای عاشق شدن دو شخصیت اصلی پیدا کند؟ فیلم به طرز نامنسجمی، ایده خواب را در سطح نگه می­‌دارد و از آن، معنا یا ظرافت فرمالیستی یا رهیافتی در جهان‌بینی ایجاد نمی‌­کند. ذات این ایده طوری است که می­‌توانست به سمت مفاهیم روانکاوی فرویدی و لکانی برود و فاز فیلم را روانشناسانه کند. مثلا فیلم می­‌توانست سورئال­ بازی دربیاورد و از این طریق به ایده خواب‌ها معنا و عمق بدهد و دارای کارکردش کند اما در حال حاضر، فیلم این ایده را در هوا ول کرده و دم دستی­‌ترین کارکرد ممکن را برای آن تعریف کرده است.

همین نکته را درباره پایان‌­بندی فیلم نیز داریم. ناگهان خواب­‌های دو شخصیت متوقف می‌­شود. این چه معنایی دارد؟ آیا فیلمساز می‌خواهد مثل «نوبت عاشقی» مخملباف بگوید که عشق فقط تا قبل از وصال، کشش و زیبایی دارد و پس از آن می‌­میرد؟ پس چرا رابطه و حس دو شخصیت پس از وصال نیز به نظر همان طور گرم مانده؟ آیا فیلمساز با این پایان می­‌خواهد از طریق خواب­‌ها نوعی تقدیرگرایی را بازنمایی کند؟ یعنی بگوید پایان فیلم به این معناست که دو شخصیت با تیر غیبِ خواب­‌های مشترک به همدیگر رسیده­‌اند و به همین دلیل رسالت آن خواب­‌ها به پایان رسیده و دیگر نیاز به ادامه آن نیست؟ به هر حال هر کدام از این برداشت­‌ها را که بخواهیم در نظر بگیریم، نیاز دارد که فیلم مقدمات چنین نتایجی را برای ما بسازد و اینگونه ما را به نقطه انتهایی و نتیجه­‌گیری مضمونی خود هدایت کند وگرنه بلاتکلیفی و عبث بودن فیلمش را فریاد می­زند.

یک ایده در سطح مانده دیگر در فیلم، تقابل محیط خشن کشتارگاه و فضای لطیف عاشقانه فیلم است. به گمانم حتی وجه تسمیه عنوان فیلم نیز به همین تضاد اشاره دارد و جسم نمودی از خشونت است که در تقابل با روح مظهر لطافت قرار می­‌گیرد. باز مشخص نمی‌­شود که فیلمساز از این تضاد می‌­خواهد چه معنایی را برجسته کند؟ خودش که در یک مصاحبه اشاره کرده که از طریق نشان دادن صحنه­‌های خشن ذبح دام، می­‌خواسته زشتی گوشت‌خواری انسان‌­ها را نشان بدهد! اگر چنین است، واقعا درون مایه نامربوطی نسبت به جهان معنایی اثر انتخاب کرده و هیچ تلاشی هم برای غنی کردن فرمیک آن نکرده است. گویی یک مفهومی که برایش مهم بوده را بر روی هوا بنا کرده که بنیانی سست و نامنسجم و مخدوش دارد.

فیلم در نشان دادن پروسه عاشق شدن دو شخصیت اصلی، بد عمل نمی­‌کند. شیمی رابطه این دو را عمیق و جذاب بنا می­‌کند و مخاطب را به دیدن سرنوشت آن­ها ترغیب می‌کند. مثلا این ظرافت را یادآوری کنید که دست مرد در طول فیلم فلج است و در انتهای فیلم در سکانس وصال، زن نیز با دستی بانداژ شده و زخمی پیش مرد می­‌رود یک المان عینی از “یکی شدن” آن­ها می­‌بینیم. با این حال عدم انسجام در لحن به همین نقطه قوت فیلم نیز صدمه زده. به طور خاص نگاه کنید به داستانک خودکشی ماریا که پس از جواب رد شنیدن از اندره به حمام می­‌رود تا رگ دستش را ببرد. فیلمساز از نشان دادن خشونت عریان در این سکانس هیچ ابایی ندارد اما بلافاصله پس از بریدن رگ، تلفن زنگ می­‌خورد و ماریا در حالی که خون از دستش فواره می­‌زند گوشی را برمی‌­دارد و متوجه می­‌شود که نظر اندره تغییر کرده! ماهیت این سکانس ناگهان کمدی می‌­شود و متوجه نمی­‌شویم آن خشونت عریان با این کمدی ناخواسته و مضمون عاشقانه و لطیف کلی در فیلم چه سنخیتی دارد؟ در سرتاسر فیلم نوعی بلاتکلیفی در لحن و فضاسازی می­‌بینیم که در مقیاسی که کوچکتر، مشابه این سکانس عمل می­‌کند و انسجام کلی فیلم را از بین می­‌برد. بر همین مبناست که می‌گویم «بر روح و جسم» ضعف‌­های زیادی دارد و نمی‌دانم چرا انقدر مورد ستایش واقع شد.

 

برچسب‌ها: ،

مطالب جنجالی

Sorry. No data so far.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • پویا گفت:

    نمی‌دانم واقعاً چه باید به این متن مضحک و خنده دار شما بگویم واقعاً کاش لااقل کمی سواد سینمایی داشتین. از متن تان مشخص است که اصلا این فیلم را متوجه نشدی.
    وای خدایا این جمله تان عالی بود خیلی خندیدم یکی از بهترین جوک هایی که در کل عمرم شنیده بودم «مثال فیلم می­‌توانست سورئال­ بازی دربیاورد»😂😂