بررسی فیلم Dune؛ اپرایی باکیفیت روی شن

22 شهریور 1400 - 20:00
فیلم Dune

(نقد از جشنواره فیلم ونیز می‌باشد) فیلم Dune به کارگردانی دنیس ویلنوو در بخش اول خود تبدیل به اثری درخشان و باکیفیت شد که شانس زیادی برای کسب جوایز دارد.
اوایل تابستان امسال، کارگردان مطرح یعنی دنیس ویلنوو (Denis Villeneuve) اظهار داشت که تماشای فیلم Dune در تلویزیون خانگی شما (منظور جایی غیر از سینما است) مانند راندن یک قایق سریع در وان حمام است. برای برخی از مردم این مانند گله‌ای کوچک از نویسنده‌ای دور از دسترس در نظر گرفته شد (یا شاید بدتر از آن، یک سوتفاهم اساسی از نحوه عملکرد هالیوود پس از همه‌گیری ویروس کرونا).

فیلم Dune

تمام این‌ها ممکن است درست باشند، اما این بدین معنا نیست که حرف او اشتباه است. در واقع فیلم جدید ویلنوو که اقتباسی از رمان فرانک هربرت (Frank Herbert) در سال 1965 است دقیقا به همین مقدار باشکوه و عالی است که آن را برای نمایش در سینما مناسب می‌کند و به عبارتی آن چنان تجربه حساس، با کیفیت و منکوب‌کننده‌ای است که به شما اصرار می‌کند که یا آن را در یک صفحه بزرگ تماشا کنید و یا اصلا اقدام به تماشای آن نکنید. به نظر می‌رسد که این فیلم (که جمعه هفته پیش برای اولین بار در جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد قرار است 22 اکتبر (30 مهر 1400) در سینماها و استریمر HBO Max به صورت همزمان منتشر شود) فقط برای نیمی از داستان جا دارد. اگر پیشتر در افسانه هربرت خود را غرق کرده‌اید، با زمزمه هر کلمه از آن هیجان‌زده خواهید شد. اگر تفاوت بین سپر هولتزمن و سوراخ روی زمین را ندانید، راه طولانی‌تری در پیش خواهید داشت.

مقدمه، در هر صورت، زمان کمی را برای شرح داستان به خود اختصاص می‌دهد: سال 10191 است و دوک لتو آتریدس با بازی اسکار آیزاک (Oscar Isaac) با دوست قدیمی خود لیدی جسیکا با بازی ربکا فرگوسن (Rebecca Ferguson) و فرزند بالغ خود یعنی پاول با بازی تیموتی شالامی (Timothée Chalamet) برای نظارت بر سیاره استعمارشده آرکیس که مکانی بایر و خشک است و تنها چیزی که برای عرضه دارد خاک و غبار درخشانی به نام ادویه است، به آن جا سفر می‌کنند. بومیانی که در آن‌جا معیشتی را به راه انداخته‌اند با نام فرمنز شناخته می‌شوند و دارای چشمانی آبی و سازگاری لازم و بالایی با محیطی برهوت مثل محیط فیلم Mad Max دارند.

فیلم Dune

پاول به زودی با یک دختر فرمنزی به نام چانی با بازی زندیا (Zendaya) ملاقات می‌کند که دیدگاه‌های نگران‌کننده و غیرقابل اعتمادی دارد که به نظر می‌رسد اغلب آن‌ها دارند به واقعیت می‌پیوندند. برای بانو جسیکا، یکی از اعضای گروهی باستانی و زنانه به نام انجمن خواهران بنه گسریت، این ثابت می‌کند که آن پسر در واقع کسی است که برای نجات همه آن‌ها انتخاب شده است. قرن‌ها تلاش برای اصلاح ژنتیک برای یک پیشگویی به نظر می‌رسد که در بچه‌ای با جنسیتی اشتباه یا حداقل نه آن چیزی که انجمن خواهران برای آن برنامه داشتند، پایان می‌یابد.

او تنها کسی نیست که با استعداد خاصی خود متوجه این قضیه می‌شود؛ رهبر دشمن آتریدس به نام بارون ولادیمیر هارکنن با بازی استلان اسکارشگورد (Stellan Skarsgård) که دارای بدنی خاص است همانند فرمنزی‌ها احساس خاصی از حضور او پیدا می‌کنند؛ حتی اگر پیاده‌های وفادار پدرش از جمله استاد جنگ‌افزار‌ها یعنی گرنی هالک با بازی جاش برولین (Josh Brolin) و جنگجوی شاد یعنی دوکان آیداهو با بازی جیسون موموا (Jason Momoa)، همچنان با او مانند یک وارث معمولی رفتار کنند تا تحت آموزش‌های جانشینی قرار بگیرد.

فیلم Dune

شاید پیشتر متوجه شده باشید که در فیلم Dune هیچ بازیگر کوچکی یا تازه‌کاری دیده نمی‌شود، حتی در قسمت‌های کوچک ما شاهد بازیگران ماهری هستیم. یک زن محجبه و متکبر با بازی شارلوت رمپلینگ (Charlotte Rampling) به عنوان مادر برتر، پاول را در یک آزمون به یادماندنی قرار می‌دهد. خاویر باردم (Javier Bardem) در نقش یک فرمانده بی‌حاشیه فرمنز و دیو باتیستا (Dave Bautista) در نقش برادرزاده گردن‌کلفت بارون ایفای نقش می‌کنند. زندیا که حضورش در تریلر فیلم نسبت به خود فیلم بیشتر حس می‌شد، به صورت کلی به شکل یک تجسم یا شبح فاقد جسم طبیعی برای راهنمایی پاول در مسیر سرنوشتش در فیلم ظاهر می‌شود.

اگر بخواهیم انصاف را رعایت کنیم، تصور یک ستاره سینمایی فانی که قصد دارد یک سرنوشت رفیع را در دنیایی به سرانجام برساند سخت است. همان‌طور که ویلنوو در پروژه‌هایی مانند Arrival و Blade Runner 2049 ثابت کرد، بصیرت او برای روایت داستان واقعا نفس‌گیر است؛ برای مثال نمایش دادن بیابان‌های وسیعی که با تیغه‌ی‌های خود شبیه به موج‌های دریا هستند و همزمان اجرای موسیقی طنین‌انداز هانس زیمر (Hans Zimmer) بسیار متاثرکننده است. این گمانه‌زنی که فضای فیلم Dune چیزی شبیه به سری فیلم‌های Star Wars است منتهی کمی بیشتر مطابق مد روز کاملا غلط نیست. فقط می‌توان گفت که تنها کوتاهی هربرت در زمینه تصویرسازی فیلم درباره یک دسته کرم‌های خاکی است که با تمام تلاش او برای این که فاقد چهره باشند به لوله‌های عظیم CG شبیه بودند یا به عبارتی شبیه لوله‌های پلاستیکی جاروبرقی شده بودند.

فیلم Dune

فیلم Dune از منظر زیبایی‌شناسی بسیار غنی و منسجم است به طوری که چندین تصویرسازی به سبک شوخی‌های مارول در آن دیده می‌شود. به نظر می‌رسد که فیلم‌نامه این پروژه از این حقیقت آگاه است و به سرعت آن را با عظمت به تصویر می‌کشد و هر بخش از آن چیزی از یک ماجرای میان‌ستاره‌ای کم ندارد. شالامی با طبع سازگار خود میان زیبایی اثیری و روان متضاد یک منجی که تمایلی به سرنوشت خود ندارد کانال می‌زند و نقش آشفته و در عین حال لطیف کاراکتر پاول او به نوعی یک نسخه علمی-تخیلی از هملت است به گونه‌ای که توسط شرایط و سرنوشت مجبور شده است که بار تاریخ را به دوش بکشد. کاراکتر دوک نیز یک جنگجوی نجیب‌زاده و یک پدر دوست‌داشتنی است که آیزاک ان را به خوبی به نمایش درمی‌آورد. در برخی مواقع، تقریبا تضمین می‌شود که آن‌ها و تقریبا هر کس دیگری در صفحه نمایش روی یک تابلو ظاهر می‌شوند که فرصت نفس کشیدن را از تماشاگران می‌گیرد.

فیلم Dune

حالا با چشیدن هیبت فوق‌العاده اجرای وینلوو، ممکن است تا اواخر امسال و یا شاید تا ابد هیچ فیلم دیگری نباشد که با چنین موادی (فیلم‌نامه و بازیگران) چنین اثری را بسازند و البته این نکته قابل ذکر است که طرح اصلی داستان کمی مبهم و باز بود و می‌توان گفت که فیلم‌نامه یک داستان اصلی گسترده و بدون آغاز یا پایان ثابت بود. کارگردان این فیلم یعنی وینلوو گفته بود که تنها در صورتی برای ساخت فیلم موافقت می‌کند که استودیو به او اجازه دهد روایت فیلم Dune را به دو قسمت تقسیم کند و او هنوز بسیار خوش‌بین است که قسمت دومی وجود خواهد داشت تا ساخته شود. صرف نظر از زمینه وسیع‌تری که جهان گسترده هربرت و اسطوره‌شناسی متراکم داستان ارائه می‌دهد، معنا و مضمون داستان هم بی‌پایان و دور از دسترس به نظر می‌رسد. این فیلم یک اپرای فضایی خیره‌کننده با کیفیت بالا است که روی شن اجرا می‌شود.

برچسب‌ها: ، ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.