بررسی فیلم Black Widow؛ میخی برای تابوت مارول

7 مرداد 1400 - 20:00
فیلم Black Widow

فیلم Black Widow با بازی اسکارلت جوهانسون، سرانجام به صورت همزمان در سینماها و استریمر دیزنی‌پلاس در ۹ ژوئیه ۲۰۲۱ (۱۸ تیر) منتشر شد.

Black Widow یک فیلم جاسوسی هیجان‌انگیز و در عین حال سنگین از مارول است که عمق غم‌انگیزی به داستان ابرقهرمان آن یعنی ناتاشا رومانوف می‌بخشد. از بین تیم اصلی انتقام‌جویان، گذشته ناتاشا همیشه بیشترین راز و رمزها را داشته است. ناتاشا رومانوف یک قاتل روسی آموزش‌دیده با لباسی تاکتیکی و سیاه و مدل مویی دائم‌التغییر به مد روز است که به راحتی از یک هویت خود شانه خالی کرده و وارد هویت دیگری از خود می‌شود و به خاطر زندگی گذشته خود با یک وجدان سنگین درگیر می‌شود. با فیلم Black Widow، استودیو مارول سرانجام در حال کاوش در آن گذشته مرموز مذکور است و تنها زن اصلی تیم انتقام‌جویان مدت طولانی دیگری را در کانون توجه قرار می‌گیرد.

وقایع این فیلم بین دو فیلم Captain America: Civil War و Avengers: Infinity Wars اتفاق می‌افتد؛ زمانی که توافق‌نامه سکوویا تیم را مجبور به جدا شدن و ارزیابی مجدد می‌کند، اگرچه تماشاگران می‌دانند که اعضای این تیم بالاخره با هم متحد می‌شوند (و ناتاشا همچنان عضوی ثابت از تیم است) اما این فیلم پلی ارتباطی بین شکاف شخصیتی ناتاشای مزدور و زنی که خود را از صخره‌ای انداخت تا هاوکی زنده بماند، ایجاد می‌کند. ناتاشا ما را با پیگیری ماموریت خود برای از بین بردن “اتاق قرمز” که در آن مامورانی همچون او آموزش می‌بینند با خانواده خود آشنا می‌کند. این فیلم مشخص می‌کند که او همیشه از این که یک قاتل آموزش‌دیده باشد تردید داشته است ولی از این گذشته او هرگز چاره دیگری نداشته است.

می‌توان گفت که فیلم Black Widow در یک کلام بلندپروازانه است. این یک تلنگر ابرقهرمانی و در عین حال یک پروژه جاسوسی هیجان‌انگیز و اکشن، یک درام درباره خانواده‌ای ناکارآمد، یک پروژه درباره پایان کار و در آخر فیلمی درباره بهبودی بعد از سوء استفاده می‌باشد. با توجه به بافت تیره‌ای که برای روایت داستان یک برنامه روسی که دختران جوان را می‌رباید و آن‌ها را آموزش می‌دهد تا آدم‌کش شوند از آن استفاده شده است، بیشتر این فیلم احساسی مشابه باقی فیلم‌های مارول به تماشاگران نمی‌دهد. هیچ رویداد کاتالیزوری وجود ندارد که به ناتاشا ابرقدرتی ببخشد، هیچ نیش عنکبوت رادیواکتیو یا بمبی با اشعه گاما در میان نیست. ناتاشا پیشتر شیلد را ترک کرده بود ولی در این میان برای تماشاگران سوال است که چرا اصلا او در ابتدا به این تشکیلات پیوسته بود. محور اصلی این فیلم تایید این موضوع است که فراتر از فرار از گذشته خود، او به راه قهرمانی‌اش ادامه می‌دهد. گرچه با توجه به روند داستانی این فیلم ماجرای این قهرمان به صورت امیدوارکننده‌ای ادامه می‌یابد، اما طعم یک واقعه تلخ را برای یکی از انتقام‌جویان اصلی بر جای می‌گذارد (اشاره به مرگ ناتاشا رومانوف در سری Avengers).

فیلم Black Widow از دوران پس از فیلم Endgame سود می‌برد؛ دورانی که دنیای سینمایی مارول (MCU) را از قالب دقیق و خاص خود خارج می‌کند. با وجود مینی‌سریال WandaVision که با فرم سیتکام بازی می‌کرد و مینی‌سریال Loki که از داستان علمی و تخیلی سطح بالایی استفاده می‌کرد، طبیعی است که فیلم Black Widow مانند یک فیلم جاسوسی هیجان‌انگیز در سبک James Bond شکل بگیرد. فیلم به آرامی بین مناطق بین‌المللی، تعقیب و گریز با موتور سیکلت، ماموریت‌های نجات و صحنه‌های نبرد در محله‌های نزدیک که یک احساس واقعی از نوع فوریت مرگ و میر به بیننده می‌دهد، حرکت می‌کند. این یک تمایز خوب از سری فیلم‌های مارول است که در آن‌ها قهرمان فیلم احساس جاودانه بودن می‌کند و توسط یک شرور مانند تانوس با قدرت سنگ‌های ابدیت تهدید می‌شود.

ناتاشا یک ابرانسان نیست بلکه بهینه‌ترین نسخه یک انسان است و وقتی مشت می‌زند انگار واقعا مشتش درد می‌گیرد. وقتی او با تسکمستر می‌جنگد، که البته به لطف سبک مبارزه مبتنی بر تقلید احساس ابرانسان بودن می‌کند، احساس خطری واقعی به وجود می‌آید. (بخشی از سرگرمی فیلم این است که تشخیص دهیم که تسکمستر از کدام یک از انتقام‌جویان تقلید می‌کند، از سپر کاپیتان آمریکا گرفته تا طرز ایستادن تی‌چالا). نتیجه این‌ها یک فیلم نادر از استودیو مارول است که به سبک سریال Jessica Jones در حالی که هنوز جنبه قهرمانی و کلاسیک خود را حفظ می‌کند، رضایت‌بخش است. تار و پود جهان از هم باز نمی‌شود و زمان تغییر نمی‌کند، اما فیلم با تکنولوژی شبه علمی و آینده‌گرایانه خود به گونه‌ای متناسب با فیلم‌های جاسوسی دنیای سینمایی مارول است.

فیلم Black Widow زمانی که ناتاشا رومانوف و خواهر کوچکتر او یعنی یلنا بلووا در حال جنگ چه با یکدیگر و چه به صورت مشترک با دشمنی دیگر هستند در اوج قدرت خود قرار دارد. فلورانس پیو (Florence Pugh) در نقش یلنا که یک بیوه سیاه هم هست بسیار عالی عمل می‌کند. سبک مبارزه او به تنهایی و زمانی که به طرز شوخ‌طبعانه‌ای از اسکارلت جوهانسون (Scarlett Johansson) تقلید می‌کند بسیار جذاب است. جایی که ناتاشا در آن با سرما سازگار شده، یلنا با شوخ‌طبعی سازگار شده است. او با تقلید از طرز ظاهر شدن ناتاشا و بالا گرفتن موهایش آن را مسخره کرده و صحنه‌های سرگرم‌کننده‌ای را ایجاد می‌کند. همچنین دیدن یک ژانر کلاسیک پرجمعیت از زنان مبارز بسیار هیجان‌انگیز است. صحنه جالبی وجود دارد که در آن پیو به صورت بی‌قاعده‌ای در حال کنترل یک هلیکوپتر است در حالی که جوهانسون روی زمین با حرکاتی حرفه‌ای راه خود را باز می‌کند. ریچل وایس (Rachel Weisz) به عنوان مغز گروه این سه‌گانه را تکمیل می‌کند.

فیلم Black Widow با وجود تمام آتش‌بازی‌های مبتکرانه خود، سرانجام در قلمرویی قرار می‌گیرد که تناسب بیشتری با MCU دارد.

صحنه‌های این فیلم تاکیدی روی حس خانواده سنتی ایجاد شده توسط مارول است و درباره این ایده می‌باشد که خانواده هر کسی آن است که فرد تصمیم بگیرد برایش بجنگد و قهرمان کسی است که مایل است حتی خارج از خانواده از آن دفاع کند. خانواده “یافت شده” ناتاشا متشکل از انتقام‌جویان با خانواده جاسوسان روسی که در دوران کودکی خود داشت، در تضاد هستند. عملکرد دیوید هاربر (David Harbour) و ریچل وایس به عنوان والدینی بدون رغبت به این درام احساسی شگفت‌آور می‌دهد؛ به ویژه وسواس هاربر در روز‌های درخشان زندگی حرفه‌ای خود به عنوان ابرسرباز شوروی و فداکاری لازم والدین. اما تسکمستر برای رابطه خانوادگی خود می‌جنگد، چرا که فیلم حول گروه‌های خانوادگی است و با صعود به آخرین تقابل بین ناتاشا و هدفش یعنی مرد پشت برنامه Black Widow، رنگی آهسته‌تر به خود می‌گیرد.

این فیلم همچنین برخی از روندهای خسته‌کننده مارول را با ابرقهرمانان زن و پیام‌های سبک آن‌ها را تکرار می‌کند. مونتاژهای کاپیتان مارول برای سقوط و بازگشت دوباره و آخرین رویارویی با مربی یون-راگ را در نظر بگیرید؛ صحنه‌ای سخت پس از نمایش قدرتی که کاپیتان مارول با پرواز کردن، یک سفینه فضایی را از هم تخریب کرد. در همین حال، زنان MCU تمایل دارند داستان‌های دارای آسیبی را به صراحت با مردان قدرتمند و بددهان پیوند دهند. به نبولا و گامورا به عنوان دختران به سرپرستی گرفته شده تانوس فکر کنید که شکنجه‌های جسمی و روحی را تحمل کردند. این را تصور کنید که نبولا مکررا از هم جدا می‌شد و ثانوس گامورا را برای به دست آوردن سنگ روح قربانی کرد.

علی‌رغم بافت جدی فیلم Black Widow، مبارزات حماسی آن هنوز هم با تصاویری کاملا واقعی و دارای انسجام است. این فیلم با یک نسخه تیره‌تر از انعطاف‌پذیری مانند فیلم‌های سری Bond همراه با تحمل درد و مقاومت در برابر رنج که در عین حال منبعی برای قدرت می‌باشد، ساخته شده است. اما برخلاف فیلم‌های سری Bond، این فیلم امتیاز درخشانی دارد و آن این که فیلم درباره یکی از اعضای قدیمی گروه می‌باشد. محوریت فیلم درباره بقا بعد از آسیب و رویارویی با سواستفاده‌کننده است؛ مردی که خیلی بیشتر از تانوس شرور نیست، اما هنوز هم از دختران جوان به عنوان “منبعی” برای اهدافش نام می‌برد. در این زمینه به دست آوردن قدرت از تحمل رنج به همان اندازه حال‌به‌هم‌زن است که در این تراژدی قابل مشاهده است و این موضوع در حکم میخی به تابوب مارول است برای رفتار‌های او با ابرقهرمانان زن.

در حالی که فیلم Black Widow ناتاشا رومانوف را به عنوان یک قهرمان نیرومند و سرسخت با صاف‌ترین قلب تحسین می‌کند، اما این امر باعث می‌شود که عملکرد ضعیف فیلم Endgame در زمینه اعزام وی به کام مرگ و احترام نامساوی نسبت به دیگر هم‌دوره‌ای‌های مردش تشدید شود. بیایید بدین گونه به موضوع فکر کنیم: فداکاری مردآهنی با یک یادبود بزرگ تجلیل شد. کاپیتان آمریکا قبل از بازگشت به خانه، پیرمردی بازنشسته شد و حتی به پگی کارتر پیوست. ناتاشا رومانوف سال‌ها بدرفتاری را تحمل کرد و پس از فرار جان خود را به خطر انداخت و در آخر خود را برای نجات یک دوست به خطر انداخت. او هنوز هم مستحق یک یادبود واقعی است.

نتیجه‌گیری

فیلم بسیار مورد انتظار مارول یعنی Black Widow فرم فیلم کلاسیک ابرقهرمانی را متزلزل می‌کند. این فیلم که مانند یک فیلم جاسوسی هیجان‌انگیز ساخته شده است، در گذشته رازآلود مامور ناتاشا رومانوف به عنوان یک قاتل آموزش‌دیده عمیق می‌شود. ما را با خانواده او آشنا می‌کند و یک شرور مبتکر یعنی تسکمستر را معرفی می‌کند. اما در حالی که این فیلم با سکانس‌های اکشن چشم‌نوازی همراه است، تلاش می‌کند تا تعادلی بین اکشن و درام خانوادگی ایجاد کند و برخی از روندهای خسته‌کننده مارول پیرامون زنان ابرقهرمان را تقویت می‌کند. در نهایت ناتاشا را به عنوان یک مبارز نیرومند با اخلاقیات غیرقابل تزلزل به تصویر می‌کشد و باعث می‌شود که پایان نامناسبش در فیلم Endgame رنگی تلخ‌تر به خود بگیرد.

برچسب‌ها: ، ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  • آرین گفت:

    سلام
    میخ و تابوت چرا؟ شما که خیلی به فیلم بها دادید.

  • Sajjad گفت:

    تازشم
    فیلم ثور ۲ امتیاز کتاب ۶۶ گرفته بود که خوب نبود ولی دلیل نشد که مارول نابود بشه
    هنوز برای مارول فرصت هست

  • P.K گفت:

    اصلا نگرفتیم بالاخره خوبه یا بد، همه نقد ها با هم متفاوت هستند 😐
    اما مارول فن های حرفه ای که میگفتن متوسط رو به پایین بود و به نظر خود منم همینطوره …
    جدا از اینکه از این فیلم برای معرفی شخصیت های جدید و جانشین بلک ویدیو استفاده ابزاری شده و شخص ناتاشا به عنوان شخصیت اصلی اونجور که باید توسط چشم نیست ؛ به نظرم از پتانسیل های بالای این فیلم درست استفاده نشده و یه فیلم کلیشه ای ساختن که برای رفتار هایی که شخصیت های فیلم نشون میدن پیش زمینه سازی نشده .
    البته من با این وجود از فیلم لذت بردم و به نظرم نباید از مارول همیشه انتظار یک شاهکار تمام عیار داشته باشیم 😁