چرا Frozen مزخرف‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید!

پست ویژه ، مقالات ، یادداشت ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ - ۴:۰۰ ب.ظ

کارتون فروزن به عنوان یکی از محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین انیمیشن‌های تاریخ شناخته می‌شود، اما آیا واقعا لایق این همه محبت و توجه مثبت است؟ حقیقتا اینطور فکر نمی‌کنم! اگر فروزن جزو کارتون‌های فاجعه بار زندگیتان هست با خواندن ادامه مطلب می‌فهمید که بی‌جهت برخلاف جریان آب شنا نمی‌کردید و اگر هم فنِ فروزن هستید بخوانید به امید این‌که به راه راست هدایت شوید!

در این مقاله ابتدا به نقاط ضعف فروزن پرداخته و سپس به نقاط قوت احتمالی که در نظر شما آمده‌اند و علت این‌که چرا بسیاری از آن‌ها حقیقت ندارند می‌پردازیم!

فروزن راجع به دو خواهر (آنا و السا) است که در خانواده‌ای سلطنتی به دنیا آمده‌اند که از قضا یکی از آن‌ها (السا) دارای قدرت‌های جادویی است! خوب مشکل اول همین‌جاست! واقعا برای شما سوال نشده که قدرت السا از کجا آمده؟! آیا یک طلسم است؟ یا یک ژن جهش یافته؟ حتی سوال دیگری نیز مطرح می‌شود و آن این‌که آیا افراد دیگری نیز مانند السا پیدا می‌شوند که از قدرت‌های جادویی بهره ببرند؟ آخر نمی‌شود که همینطوری محض رضای کارگردان کارکتری با قدرت‌های فرا انسانی خلق شود؟ انگار در فروزن می‌شود!

السا و آنا

السا و آنا

خوب بریم سراغ ادامه داستان: السا به طور ناخواسته با قدرت جادوییش که باعث یخ زدن همه چیز می‌شود به آنا آسیب می‌رساند و پادشاه و ملکه فرزندان خود را پیش ترول‌های سنگی مهربان و عالِم (!) می‌برند تا راه حلی برای این مشکل پیدا کنند. ترول سنگی آنا را معالجه می‌کند و به السا راجب قدرت‌هایش هشدار می‌دهد و می‌گوید:«ترس دشمن توست!» خوب شما هم مثل من انتظار دارید پادشاه یک مملکت مدبرانه عمل کند و به درستی دنبال راه حل بهتر و دراز مدتی برای این مشکل باشد؟ خوب در فروزن از این خبرها نیست! پادشاه دختر خود را در اتاقی زندانی کرده و برای سال‌ها از نظرها پنهان نگه‌ می‌دارد! چه راه حل زیبایی! بهتر از این نمی‌شد این مسئله را حل کرد! تنها سوالی که پیش می‌آید اینجاست که چند سال طول می‌کشد تا السا به طور کامل دیوانه شود و برای درمان بیماری‌های روانی‌ای که در این مدت گرفتارش خواهد شد به سراغ دکتر روان‌شناس برود؟!

Elsa-Alone

السا سال‌ها در اتاقی به تنهایی زندگی می‌کند!

در ادامه پدر و مادر آن‌ها طی سانحه‌ای در اقیانوس غرق می‌شوند. آه انگار قرار است ما اشک بریزیم و با السا و آنا همدردی کنیم اما چون کارکترها اصلا پردازش نشده‌اند برایمان هیچ اهمیتی ندارد! در واقع تنها علت مرگ آن‌ها این است که از شرشان در ادامه داستان خلاص شویم.

خوب حالا آنها بزرگ شده‌اند و السا پس از سال‌ها که در اتاق خودش تنها بوده خیلی شیک و مجلسی در جشن تاجگذاری شرکت می‌کند و آنا هم که قرار است در ادامه نماینده خانم‌های جوان و پراراده و مستقل باشد در اولین برخوردش با یک مرد (پرنس هانس) عاشق او می‌شود و تصمیم می‌گیرد با او ازدواج کند! این کاملا متضاد چیزیست که انتظار می‌رفت. صد البته من نمی‌گویم می‌بایست یک کارکتر کامل و بی‌نقص طراحی می‌شد، شما را نمی‌دانم ولی اگر برای نشان دادن من همچین شخصیت سست عنصر و ضعیفی خلق می‌شد، این را یک توهین به خودم به حساب می‌آوردم.

Anna-Hans

خواهشا به فرزندان خود یاد بدهید عشق عمیق‌تر از این حرف‌ها است

از آن طرف نیز السا دسته کمی از خواهرش ندارد! او که از همه آدم و عالم می‌ترسد (ناگفته نماند بسیاری می‌گویند او نیز دختری بسیار قدرتمند است و می‌تواند نماینده خوبی! برای بانوان در کارتون‌های دیزنی باشد) بعد از دعوایی که طی جشن تاج‌گذاری رخ می‌دهد، متواری شده و سرزمین خود را با یخ و برف می‌پوشاند.

حال وظیفه شخصیت استقلال طلب داستان یعنی آنا است تا به دنبال خواهر خود رفته و او را متقاعد به بازگشتن کند. در راه آنا دوباره با جوان دیگری(کریستوف) برخورد می‌کند و باز هم عاشق او می‌شود! واقعا!؟ آیا دیزنی می‌خواهد به دختران جوان یاد بدهد که می‌توانند روی پای خود بایستند یا این که با دیدن هر مردی عاشق او شوند؟ جای تامّل دارد!

آنا به قصر السا می‌رسد ولی السا یک دنده‌تر از این حرفاست و او را ناخواسته طلسم می‌کند (آیا این دو نمی‌توانند مانند دو انسان بالغ با یکدیگر صحبت کنند؟) حالا وظیفه کریستوف است که از آنا مراقبت کند و دنبال راه حلی باشد. او که با همان ترول‌های مذکور نیز آشناست (در واقع به طرز بی منطقی آنها از کریستوف نگه‌داری می‌کنند و خانواده او هستند) آنا را نزد آنها می‌برد. ترول‌ها هم که در عمل نقش چندان مهمی ندارند و مثل قدرت السا از ناکجا آباد آمده‌اند و کسی از گذشته آنها اطلاع ندارد، شروع به آواز خواندن راجع به عشق و این‌جور چیزها می‌کنند تا اوضاع آنا وخیم می‌شود تا حدی که حتی نمی‌تواند روی پای خودش بایستد! کار که به اینجا کشیده می‌شود همان ترول پیر عالِم از راه می‌رسد و به آنها می‌گوید تنها عشق واقعی می‌تواند او را نجات دهد.

Trolls-Frozen

ترولی دانا که از ناکجاآباد پیدایش شده!

کریستوف آنا را به معشوق اول آنا یعنی هانس برمی‌گرداند. هانس هم از قبل برای دستگیری السا رفته و اتفاقا موفق هم شده. هنگامی که آنا و هانس به یکدیگر می‌رسند در لحظاتی مثلا رمانتیک که عشق واقعی می‌خواهد تاثیر خود را نشان دهد به ناگاه هانس چهره‌ی واقعی خود را رو می‌کند و به عنوان شخصیت بد داستان ظاهر می‌شود و ما هم خود را به کوچه علی چپ می‌زنیم که مثلا نمی‌دانستیم او کاسه‌ای زیر نیم کاسه دارد و با کارگردان همراه می‌شویم تا هر چه سریعتر به این یک ساعت و چهل دقیقه رنج و درد ما پایان دهد.

در آخر نیز دو خواهر برای کمک به یکدیگر می‌شتابند و هر دو با عشق واقعی که نسبت به هم دارند یکدیگر را نجات می‌دهند و همه چیز دقیقا مطابق پیش بینی‌مان پیش رفته و داستان به خوبی و خوشی تمام می‌شود.

Elsa-Anna2

همان فرمول همیشگی!

داستان فروزن اقتباسی ضعیف از ملکه برفی هانس کریستین اندرسون است که با پررویی تمام بدون حتی ذره‌ای شخصیت پردازی عمیق نمایش داده می‌شود. اگر فیلم را دیده باشید متوجه شده‌اید که ما در خلاصه بالا چند کارکتر انیمیشن که اتفاقا در دقایق طولانی از فیلم حضور دارند را حذف کرده‌ایم و هیچ لطمه‌ای به داستان وارد نشد. از جمله این دو کارکتر می‌توان به اولاف (Olaf) و سون (Sven) اشاره کرد. نه من نمی‌گوییم اولاف کارکتر با نمکی نیست! اما هیچ هدف دیگری جز نرم کردن لقمه گیر کرده در گلویمان ندارد تا مبادا فروزن باعث خفگی مردم شود! سون هم معلوم نیست یک گوزن شمالی‌ است یا یک سگ گنده شاخدار! رفتارهایی که او از خود بروز می‌دهد حقیقتا باعث می‌شود فکر کنیم که برای پردازش شخصیت این نقش چه در ذهن عوامل فیلم می‌گذشته؟! وجود این همه کارکتر فرعی بدون هدف تا پایان انیمیشن نشان دهنده این است که احتمالا خود کارگردانان و نویسندگان فیلم از جذاب نبودن و کم کشش بودن داستان اطلاع داشته‌اند و با این حربه تلاش کرده‌اند تا فروزن را محبوب کنند و موفق هم شده‌اند!

Olaf

اولاف شخصیتی بی‌هدف و احمق ولی بامزه(!)

فروزن در اصل هیچ چیز جدیدی نسبت به دیگر کارتون‌های پرنس و پرنسسی دیزنی ندارد. همان فرمول قدیمی آشنای دیزنی است که بارها و بارها از آن استفاده کرده‌اند و به طرز عجیبی هربار جواب می‌دهد. اما یک چیز دیزنی برای این انیمیشن قابل ستایش است: تبلیغات! دیزنی واقعا در زمینه انجام تبلیغات و هایپ می‌تواند مدال طلا را از آن خود کند. هایپ دیزنی آن‌قدر موفق بوده که باعث شد این انیمیشن مزخرف و بی‌درو پیکر با وجود کاندیداهایی مانند انیمیشن بی‌نظیر باد برمی‌خیزد یا کارتون جذابی مانند ارنست و سلستین جایزه اسکار بهترین انیمشن سال را از آن خود کند.

نکته این‌که موفقیت فروزن تنها به فروش خود انیمشن خلاصه نمی‌شود. چه عروسکها، لباس‌ها، کیف‌ها و بسیاری از وسایل دیگری که بعد از انتشار فروزن در فروشگاه‌ها عرضه شدند و سود فوق‌العاده‌ای را برای دیزنی رقم زدند.

8

ارنست و سلستین – فروزن – باد برمی‌خیزد | به نظر شما کدام یک لایق اسکار بودند؟

خوب حالا فرصت این است که ببینیم چرا مهم‌ترین نقاط قوت بیان شده برای فروزن سوء‌تفاهم‌هایی بیش نیستند.

بیایید از بارزترین ویژگی گفته شده برای آن شروع کنیم؛ به تصویر کشیدن پرنسس‌هایی که مثلا برخلاف پرنسس‌های فیلم‌های دیگر هستند و شخصیت‌هایی مستقل از مردان را به ما نشان می‌دهند! واقعا این یکی بزرگترین بلوفی است که می‌توان راجع به این فیلم زد و آیا می‌دانید این سوء‌تفاهم از کجا ناشی می‌شود؟ همه و همه زیر سر یک آهنگ است! بله رهایش کن یا همان “Let it Go!” خودمان. در انیمشین صحنه‌هایی که با این آهنگ همراه می‌شوند طوری به ما القا می‌کنند که انگار السا قدرت درونی خود را پیدا کرده و به خود جرات آزاد و رها بودن از افکار دیگر مردم را می‌دهد. اما خیلی طول نمی‌کشد تا ببینیم همه آنها سرابی بیش نبوده و السا به محض این‌که با خواهرش و دیگر مردم روبرو می‌شود دوباره همان ترس و ضعف نفس قدیمی به سراغش می‌آیند و همه آن آهنگ را پوچ و تهی نشان می‌دهد. شخصیت آنا هم که حرفی برای گفتن باقی نمی‌گذارد. این درست که او هم‌بازی درست و حسابی نداشته، خودش در اول کار تنهایی به دنبال خواهرش می‌رود و در آخر باعث پایان خوش داستان می‌شود ولی دختری که توانایی کنترل هیجاناتش را ندارد، پی در پی عاشق هر پسری می‌شود که سر راهش قرار می‌گیرد و آنقدر احمق است که به عواقب کارهایش فکر نمی‌کند به نظرم گزینه مناسبی برای نمایندگی شخصیت بانوان جوان نیست. پیشنهاد می‌کنم اگر می‌خواهید انیمیشنی مشاهده کنید که توانایی دختران را به خوبی به تصویر می‌کشد سری به آثار میازاکی از جمله ناوسیکا از دره‌ی باد (Nausicaa of the Wind Valley) یا شهر اشباح (Spirited Away) بزنید.

۹

قضاوت با شما! خودتان کدام یک را به عنوان شخصیتی قوی‌تر انتخاب می‌کنید؟

دومین ویژگی‌ای که خیلی از تماشاگران علی الخصوص کودکان پسندیده بودند، موسیقی و آهنگ‌های باکلام فروزن است. بگذارید بگویم که این موضوع مقداری سلیقه ایست. در زمینه موسیقی بی‌کلام فروزن نسبتا خوب عمل می‌کند. به شخصه تعدادی از ساندترک‌های آن را بسیار دوست داشتم (از جمله ساندترک‌های روز تاج‌گذاری (Coronation Day) یا والس زمستان (Winter’s Waltz) ولی در زمینه موسیقی باکلام… خوب باید بگویم فروزن شورش را در می‌آورد! جدا از این‌که حرکات کارکترها در زمان نمایش آهنگ‌ها را نمی‌پسندیدم (نه از نظر فنی بلکه از نظر ظاهری) ولی تعداد خیلی خیلی زیادی آهنگ برای شرح قسمت‌های کلیدی داستان واقعا آزار دهنده و بیجا به نظر می‌رسد. به عنوان مثال برای بیان چیزی حدود ده سال از زندگی آنا و السا و حوادث غم‌انگیز و موثری مانند مرگ پدر و مادر این دو، عوامل سازنده انیمیشن تنها به یک دوست داری آدم برفی بسازی؟ (Do you want to Build a Snowman) قناعت کرده‌اند که این کار باعث سطحی و گذرا جلوه کردن این سلسله رویدادهای تاثیرگذار می‌شود. البته ناگفته نماند شاید یکی از تصمیم‌های مثبت اعضای انتخاب صداگذاران، انتخاب آدینا منزل (Idina Menzel) برای صدای السا بود. اگر از افتضاح اسکار آدینا منزل فاکتور بگیریم می‌توان گفت او به خوبی کار خودش را انجام داده و اجازه داده آهنگ سازان هر بلایی می‌خواهند سر صدای او بیاورند.

Robert-Lopez

آهنگ سازان فروزن؛ کریستین اندرسون لوپز و رابرت لوپز

مشکل سوم نبود هیچ پیشینه‌ و علتی برای کارکترهای فرعی داستان مثل اولاف، ترول‌ها و دوکِ ویسلتون(Duke of Weselton) است. ببینید تا حدودی این قابل قبول است که نمی‌توان به گذشته و پردازش همه شخصیت‌ها رسید ولی از بعضی‌ها واقعا نمی‌توان گذشت. به عنوان مثال همین دوک ویسلتون را در نظر بگیرید. در اول انیمیشن او جوری بازی می‌کند که انگار می‌خواهد نقش منفی را ایفا کند ولی ناگهان می‌بینیم که او به پیرمرد خرفتی تبدیل شده که از سر کم عقلی رفتارهایش را بروز می‌دهد. یا ترول‌ها که خیر سرشان نقش به این بزرگی را بر عهده دارند هیچ سابقه، تاریخچه، علت وجودی و عملا هیچ چیز ندارند! صرفا بوده‌اند، هستند و خواهند بود! اگر از دوک ویسلتون بگذریم از این یکی واقعا نمی‌توان گذشت. این مشکل برای اولاف هم صدق می‌کند! قبول که اولاف بامزه است، جوک می‌گوید و مارا می‌خنداند، ولی واقعا هدفی جز این ندارد؟ این حقیقتا مسخره است. نکته دیگر اولاف این‌ است که از کی تا حالا السا یاد گرفته کارکترهای برفی زنده بسازد؟! آیا چون حد محدودیت قدرت السا معلوم نیست سازندگان هر کاری بخواهند می‌توانند بکنند؟!

در کل پس از تماشای کارتون به این نتیجه رسیدم که فروزن به درد کسانی نمی‌خورد که می‌خواهند انیمشنی عمیق، پرمعنا و ظریف تماشا کنند که برای مشاهده کارتون حسابی، عناوین زیادی پیدا می‌شوند؛ از جمله آثار استودیو جیبلی مانند باد بر می‌خیزد (the Wind Rises) یا قبرستان کرم‌های شب تاب (the Grave of the Fireflies) یا انیمشن‌های غربی مانند آهنگ دریا (Song of the Sea) که البته پس از فروزن عرضه شد یا همین ارنست و سلستین (Ernest and Celestine) که در کنار فروزن نامزد اسکار شده بود و به راستی انیمیشن دلنشینی بود.

۱۱

از روی ظاهرشان قضاوت نکنید! هر دوی این انیمیشن‌ها به شدت جذابند!

به هر حال امسال دوباره چشم‌مان به جمال یکی دیگر از پرنسس‌های دیزنی، موانا(Moana)، روشن می‌شود و باید ببینیم تا دوباره دیزنی چه آشی برایمان پخته. البته باید بگویم برعکس درهم پیچیده (Tangled) که در آن زمان ذهنیتم را نسبت به انیمیشن پرنسسی بعدی دیزنی مثبت کرد، فروزن باعث شده تا کاملا با نگاهی محتاطانه به سراغ موانا بروم، مبادا بار دیگر فریب تردستی‌های دروغین کمپانی والت دیزنی را بخورم.

12345678910 (23 رای, میانگین آرا 6٫17 از 10)
Loading...
برچسب‌ها: ، ، ،

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

  • DeadPool گفت:

    مقاله عالی بود….{اگر فروزن جزو کارتون‌های فاجعه بار زندگیتان هست با خواندن ادامه مطلب می‌فهمید که بی‌جهت برخلاف جریان آب شنا نمی‌کردید..}خوب شد فهمیدم

  • Bane گفت:

    به عنوان اولین مقاله تون واقعا عالی بود
    این انیمیشن frozen اصلا لایق این همه تحویل گرفتن نبود حالا چه برسه به گرفتن جایزه اسکار !!!!
    ولی میگم نباید این انیمیشن های زشت و بی روحه غربی رو با انیمه های شاهکار ژاپنی مقایسه کنید
    راستی اگه میشه راجب به انیمه های ژاپنی چه سینمایی چه سریالی هم مقاله بدید واقعا ممنون میشم
    چون آخه بیشتر سایتها فیلم چنین مقاله های قرار نمیدن

  • Sleepyman گفت:

    اسکاری که حق میازاکی بود رو در کمال ناباوری به این اثر پوچ دادند …

  • Hanna گفت:

    من وحشتناک انیمه بازم و فروزن رو هم نتونستم تا آخر تحمل کنم و هنوز هم از اینکه آخر فیلم رو ندیدم پشیمان نیستم، ولى بعضى از ایرادها به فیلم کمى تا قسمتى بى منطق هست. البته قلم شما بسیار شیرین هست اما بهضى ایرادها مثل ترول ها یا قدرت السا واقعاً وارد نیستن. زمانى که ما با قصه پریان برخورد مى کنیم (حتى فیلمى مثل هانا (ادگار رایت) که واضحاً قصه پریان مى گه) انتظار روابط علت و معلولى داشتن با ذات قصه گویى متناسب نیست. در واقع قصه پریان عملاً از دل اتفاقات بى منطق بیرون مى یاد وگرنه همه مى دونیم که گرگ وقتى مادربزرگ شنل قرمزى رو. خورد، نمى تونسته قورتش بده یا اتفاقاتى که براى سیندرلا و کفش شیشه اى اش میافته با هیچ منطقى سازکار نیست.
    در هر حال با اینکه فروزن فیلم خوبى نیست موافقم اما همراه با احترام، فکر مى کنم استدلاهاتون گاهى اوقات نیاز به بازنگرى داره.

    • میکاییل مایلی گفت:

      این درسته که رویدادهای درون یک اثر الزاما نباید از منطق ما تبعیت کنند ولی انتظار میره از منطق درون خود دنیای اثر که باید حداقل اندکی از اون برای مخاطب روشن بشه تبعیت کنند. یه مثال خیلی خوب که برای این موضوع وجود داره داستان‌های رستم در شاهنامه هست. قدرت بدنی و روحی رستم در دنیای ما غیر منطقیه ولی کاملا از منطق موجود درون شاهنامه که فردوسی خلق کرده و تا حد لازم هم توضیحش رو داده پیروی می‌کنه. حتی تمام تشخیص‌ها هم که در ادبیات و دیگر هنرها استفاده میشه در همین دسته قرار می‌گیره و همه اونها از یک حدی که یا منطقیه یا توضیحی برای اون وجود داره تبعیت می‌کنند. صد البته انتظار نمیره که دنیای خلق شده توسط ما انسان‌ها که برای لذت بردن خودمون و غرق شدن درخیالاتمون خلق شده از تمام قوانین و منطق دنیای واقعی تبعیت بکنه که اگر اینطور باشه به احتمال زیاد بسیار حوصله سر بر میشه ولی خوب یکمی هم باید برای عقلمون قابل قبول باشه. برای مثال همین قدرت جادویی السا، صد البته انتظار نمیره تمام اصول و قوانین فیزیک مثل اصل بقای ماده و انرژی رو رعایت کنه اما اینکه یکهو السا بیاد و یه قصر به اون بزرگی رو با چهارتا حرکت پا و دست با اون جزییات عجیب و غریب توی هوا بسازه؛ خوب این بدون دونستن قدرت و شرایط جادوی السا به نظرم صرفا ابزاریه که کارگردانان هر جا دلشون میخواد استفاده میکنن تا داستانشون رو پیش ببرن بدون اینکه حتی زحمت توضیح دادنشون رو به ما بدن. شخصا فکر می‌کنم پدیده‌هایی مثل این یا باید برای ما قابل قبول باشه ( مثل همینتوانایی‌های رستم که ذکر شد) یا اینکه خالق اون قدرت یه توضیحی راجبش به ما بده که برامون قانع کننده و منطقی باشه.
      در هر صورت این اختلاف نظرات هست و چون انسان‌ها فرق میکنن قطعا منطقی هم که به نظرشون درست میرسه فرق میکنه و همین باعث جذابیت گفتگوها در جامعه انسانی میشه.

      • Hanna گفت:

        منطق درونى داستان با منطق درون زندگى متفاوته. فرضاً ما مى دونیم نور قابل شکستن هست. در حالیکه ردر جنگ ستارگان شمشیرهاى نورى از توى هم رد نمى شن. این منطق واقعیت رو زیر سئوال مى بره اما ما این رو در منطق درونى جنگ سارگان مى پذیریم. حالا اگر دوتا شمشیر به هم قفل مشن، منطق درونى داستان هم به هم مى ریزه. در عین حال کارکردان و نویسنده هم این لزوم رو احساس نمى کنن که به ما توضیح بدن چطورى این شمشیر ساخته شده یا از کجا اومده (هرچند بعزتر کمیک ها یه توضیحى دادن که بازهم در راستاى منطق درونى قصه بود).
        حالا، توى فیلمى مثل فروزن هم با همین مسئله روبرو هستیم. این که چطور اتفاقت مى تونن رخ بدن وابسته به منطق درونى داستان هست و ما هم نیازى به دانستن منشا ترول ها یا دلیل قدرت السا نداریم (مثل لوک که دلیلى نمى خواهیم چرا نیرو درش هست و در هان سولو نیست). در مورد فروزن هم دلایل بدى فیلم زیاد هستن که شما به اکثرش اشاره کردید، واى این یکى ایراد از نظر من وارد نیست. اضافه کنیم که السا به خاطر حالت هم جن.س کرایانه اش هم از طرف کلیشا جزو محصولات غیر قابل مصرف براى خانواده هاى مسیحى معرفى شد که دستکم براى دیزنى محافظه کار بد نبود. ولى خوب فیلم واقعاً تحملش سخته. من که ترجیح دادم اواخر فیلم رو توى سالن یه چیزى بخورم و منتظر دوستانم بمونم تا اون همه داستان خسته کننده یا سخیف رو تحمل کنم?

  • empty گفت:

    فروزن اصلاً نتونست منو متقاعد کنه که برم ببینمش
    تنها چیزی که ازش دیدم یه کلیپ خنده دار بود که b.itch تو اینستا گذاشته بود، تا یه هفته یادم میومد میخندیدم =))

  • Abyss گفت:

    با تشکر از نویسنده به خاطر مقاله.
    با این که خودم در دفعه اول دیدن فیلم،یکی از منتقدانش بودم (و هنوز هم تا حدودی هستم).اما با اطمینان میگم این مقاله چندان قوی نیست.ترول ها از موجودات جادویی جنگل اند.و زمانی که شاه و ملکه،انا را پیش ترول ها می برند،کریستوف هم به دنبالشون میره.و یکی از ترول ها می بیندشون و تصمیم به بزرگ کردنشون می گیره.
    هیچ رابطه خاصی (نه مثل سایر پرنسس های دیزنی) بین انا و کریستوف شکل نمی گیره.اونا صرفا دو تا همراه اند که در غالب طنز با هم همکاری می کنند.
    هانس هم به شخصه باورم نمی شد که واقعا تغییر شخصیت بده.
    و شما انتظار بک استوری دارید.در حالی که این صرفا یه fairy tale هست.و توی fairy tale کسی دنبال بک استوری نیست.و الا از سفید برفی هم میشه اینجدر ایراد ها را گرفت!
    فروزن خیلی ایراد داشت.اما در کل یه فیلم خوب و متفاوت از دیزنی بود از نظر من.
    موفق باشید.

  • EDWiN گفت:

    فقط نظر بنده رو به عنوان انتقاد بپذرید.
    قسمت سینما گیمفا بخش عالی است که راه افتاده و خیلی خوبه که به نقد فیلم ها میپردازه ولی خیلی از نقد هاشم من قبول ندارم مثل نقد این کارتون. هداف اصلی انیمیشن سرگرم ساختن بچه ها هست نه اینکه شما بفرض با سن ۲۰ سالگی یا ۲۵ سالگی بیای این انیمیشن رو زیر ذره بین قرار بدی و ازش بد بگی. کلا با موضوع پستتونم مخالفم که نوشتید ” چرا Frozen مزخ.رف‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنید! ” قشنگ امدید توهین کردید به این انمیشن. امدید با دید بزرگ سالانه به نقد این انیمیشن پرداختید و فراموش کردید هدف اصلی انیمیشن چیه.
    انیمیشن برای سرگرم کردن بچه ها هست همانطور که بالا اشاره کردم و اینکه چیزی ازش یاد بگیرن. مثلا تو این انیمیشن واضح به بچه منتقل میکنه که هیچوقت زود و عجولانه تصمیم نگیره. یک بچه موقع یک انیمیشن میبینه باید درکش کنه و همینطور سرگرم کنه و خنده ای به لباش بیاره نه اینکه وارد بحث شخصیت پردازی اینجور چیزا بشه.
    اگر قراره شرکتی انیمیشنی بسازه که هدف اصلبیش سرگرم کردن بچه ها و بزرگسالان باشه چون در کنار بزرگسالان گروه سنی کمتر از ۱۲ سال هم وجود داره باید درک بچه های حتی ۶ یا ۷ ساله هم در نظر داشته باشه.
    بهتره قبل از اینکه فیلم یا انیمیشنی رو زیر ذره بین قرار بدید قبلش توجه کنید که هدف از فیلم با انیمیشن چیه؟ همیشه این سوال و جوابش باید در ذهنتون هنگام نقد یک فیلم یا انیمیشن باشه.
    مثلا گفتید قدرت السا از کجا امد. جوابی برای این سوالتون تو نقدرتون بیان نکردید و لازم هم نیست کسی بدنبال جوابش باشه چون همونطور که اشاره کردم هدف سرگرم ساختن و یاد دادن چیزی مناسب به مخاطب هست اما بزارید یک حرفی بزنم. نمیخوام بحث رو کش بدم و فلسفی و پیچیده کنم اما تو دهه ی صدم فضا ( واحدی که برای عمر فضا اندازه میگیرن. هر دهه دو برار دهه ی قبل خودش هست) تو دهه ی دهم فضا تقریبا وسط عصر تاریکی هستیم. یعنی همه چیز تو فضا نابود شده و هیچ چیزی وجود نداره. تاریکی مطلق.
    همه ی دانش ها غیر ممکن میدونن وجود هر پدیده و یا اتفاقی رو اما تو فزیک کوانتونیوم یک قانون داریم که باعث میشه همه چیز رو احتمالی براش در نظر بگیره. یعنی حتی تو عصر تاریکی هم همیشه ادامه پیدا نمیکنه و ممکنه اتفاقاتی بیوفته. این رو گفتم چون اگر داخل دنیای frozen بودید و یا دنیای تخیلی هیچ چیز غیر ممکن نمیتونه باشه.
    شاید چیزایی اتفاق بیوفته که براش دلیلی نیست.
    خیلی بد بعضی چیزارو میکونین که اصلا نظری نمیدم دربارش اما بنظرم دارید زیاده روی میکنید.
    ولی باز مرسی بابت زحماتتون

    • man1523 گفت:

      سلام . دوست عزیز نظرت کاملا محترم . با بخش هایی از حرف هاتون موافقم ولی دو چیز : اصلا قبول ندارم که میگین انیمیشن برای بچه هاست . انیمیشن همون نوعی فیلم سینمایی هست که فقط فرقش با فیلم سینمایی تصویری هست که شما میبینی بنابراین چون بازیگر هاش واقعی نیست شما نمی تونی اون رو مختص کودکان بدونی و هر انیمیشنی هم باید مثل فیلم سینمایی نقد بشه . نمیشه که هر کی بیاد یه انیمیشن بی اساس بسازه ولی چون به بچه ها درس هایی از زندگی! میده پس انیمیشن خوبی هست . دوم این که :درسته که میگین دلیل به وجود اومدن قدرت السا و این جور چیز ها (همون طور که تو خیلی از فیلم ها زیاد اهمیت نداره ) این جا هم خیلی مهم نیست ولی وقتی که (همونطور که آقای نویسنده گفته) آنا بعد از سال ها که تا بحال با هیچ مرد جوونی مکالمه نداشته یه دفعه چنین برخوردی (م.اچ و از این داستان ها) باهاش میکنه خوب اصلا عقلانی نیست . کی بوده که بهش این چیز ها رو یاد بده ؟

  • DemonSnake گفت:

    با اینکه FROZENواسه بچه هاست واز دید بچه ها فوق العاده لذت بخشه موافقم.اما با این حرف که انیمیشن ها واسه بچه هان کاملا مخالفم اگه این جوری بود امثال Southparkو FUTURAMAو The simpsons و FamilyGuy ساخته نمیشدن. البته اینو هم قبول دارم wind rises باید اسکارو میبرد و دروغ چرا به نظرم اکادمی یکم جانبدارانه انتخاب کرد.و درکل frozen در قیاس با انیمیشن هایی که قبلا اسکار بردن و نامزد های اسکار۸۶و حتی Tangled فیلم ضعیفی بود. تازه از شاهکارایی مثل انیمیشن های دوران اوج pixarعلی الخصوص toy story 3 وwall-E و جیبلی و wreck it ralph و insideout تو دوران افت pixar حرف نزنم بهتره . در واقع من انیمیشن رو از دو دیدگاه دیدم یه بار از دیدگاه یه کودک با برادرم کوچکم و یه بارم از دیدگاه یه ادم ریزبین تو سن خودم (۲۰) و باید بگم از دیدگاه کودک یه فیلم خوب نه در حد tangled و از دیدگاه یه مخاطب ریزبین این فیلم بد جوری مقابل مثلا Wall-E که مخصوصا ۴۵دقیقه اولش ادمو میخکوب میکنه و بسیار اثر فلسفی ایه کم میاره.ببخشید سرتونو درد اوردم با تشکر از خوندن کامنتم.

  • یاشار گفت:

    درود،
    رویکرد نوشته خیلی خوبه و اینکه این جنس نوشته‌ها رو بیشتر ببینیم جای تشویق داره اما فقط و فقط رویکردش قابل تحسین هست. ادله و استدلال‌های شما تا حد زیادی تحت تاثیر ضد دیزنی بودن هست تا ضد اثر بودن. یعنی شما پیش از اینکه اثر رو نقد کنی، دیزنی رو پیشاپیش تو ذهنت نقد و قضاوت کردی که ابدا عیبی نداره اما طرفی از نقد اثر بسته نمیشه. علاقه شما به انیمه و ضد انیمیشن‌های سبک غربی بودن تا حد زیادی در نوشته‌هاتون مشهوده.
    اما مشکلی که به نظرم نوشته شما داره اینه که اثر رو با خط کشِ میلیمتری نقد کردید. این انیمیشن در درجه‌ی اول برای کودکان و سنین بسیار جوان ساخته شده و در مرحله‌ی اول، اگر قرار باشه نقد شه باید دید از پس این موضوع برمیاد یا خیر. سپس در مرحله‌ی بعدی، اگر اثر ادعا داره که مخاطبِ بزرگسال رو هم پوشش داده (که به نظرم اینجا نداره)، اونوقت باید دید که از پس این ادعا برمیاد یا نه.من این انیمیشن رو ندیدم ولی ایرادهای فرمیکِ روایتِ قصه که گرفتید بیشتر برای آثار جدی و ملودارم هست نه این جنس آثار که مخاطبِ عامش، سنین پایین هستند.به قول بعضی دوستان اینجا ما با یک “قصه و پری”گون طرفیم.
    در کل خسته نباشید بابت متن

  • mahdi گفت:

    سلام من نمی دانم چرا باید انیمیشن خوبی و اثر هنری مثل frozen را به دلیل عقده های شخصی از دیزنی بکوبی در هر حال منتقدتن که تبلیقات برایشان م مهم نیست پس امتیاز imdb این وسط چیکار میکنه اگه اینطوره باید امتیاز پایین ۱ باشه و همین جور به گرافیک فیلم توجه نکردی یکی از زیباترین انیمیشن ها
    در این فیلم بکار بره شده حالا ما به محتوا کار داریم البته انیمیشن های امروزی بدون گرافیک بالا ارزش ندارد حتی برای منتقدان و اگر انشالله
    جواب دادی راجع به گرافیک حرف نزن و مسئله دیگر اینکه مطالب سایتتون باهم تناقض داره و در مطالب دیگر که نوشتید به جایی کهfrozen
    را کوبید از آن طرف داری کرده اید شاید نویسنده ها باهم تفاوت دارند ولی باید عقده دلی خودت رو درون سایت ضد دیزنی ( به خاطر اینکه هیچ سایتی رو پیدا نمیکنی که ضد دیزنی حرف بزنه الا شما و سایت های ضد دیزنی) ومسئله این است که که نقد شما خیلی تند و غیر ادبیاتی و به دور از افکار نقادانه است واژهی”مزخرف”(گل طلا اندود شده) شاید ناسزای ادبی باشد ولی در عرف بسیار زشت و نباید توسط منتقد فیلم استفاه شود یک خورده از بحث فاصله گرفتیم
    ومن هم قصد توهین ندارم وممکن است منتقد خوبی باشی ولی نقد به جایی نبود و چیزی که آزارم میده اینه که شما نقد میکنید کارکتر ها خود به خود وجود آمده اندوریشه ندارند واینکه قدرت الساه نفرین است واقعا باید دلیل علمی داشته باشد؟ ژانر این انیمیشن خیال انگیز است و نباید ثابت شود و جای گسترش دارد

  • mahdi گفت:

    خیلی خب محل تایپ یکم مشکل دارد یکم به فکر نظر دهنده ها باشید و همین طور که گفتم جای گسترش دارد و احتمال (من اخبار را نخوانده ام) وجود انیمیشن
    ترول های frozen وجود داره واینکه السا باتولد نیرو گرفته نه با نفرین و شما باید بدانید نیروی السا نماد قدرت ومقام است زباست ولی خطرناک است وباید کنترل شود و خیلی سعی میکنید که دلایلی بیاورید که یخ زده را متهم کنید اگر یک نفر تردست باشد منظورم شما نیستید هر فیلمی جلوی دستش باشد یا هر رسانه ای آن را طوری میکوبد که اگر جهانی شود همه از آنمتنفر میشوند شاید من جواب اتهاماتتون رو(اگر تند حرف میزنم ببخشید) رو بعدا بدم بازم خیلی جواب دارم اما الآن وقت ندارم تنها چیزی که از frozenخوشم نمی یاد البته احتمالی هم است اینیکه در نسخه دوم این انیمیشن ضمضمه های از همجنس بازی السا به گوش میرسه اگر حقیقت داشته باشه از frozen 2 متنفر می شوم اما چیزی از ارزش های سخه یکش کم نمی شود ومن از طرفدار های نسخه یک خواهم ماند ترو خدا نظرمو بخوانید درسته پست یکم قدیمیه ولی بخوانید با این حال من فکر میکنم frozen(1 یکی از بهترین انیمیشن هایی است که دیده ام و دخترانه هم نیست و برای سن خاصی هم طراحی نشده پرمحتوا و عمیقالبته نگید تو انیمیشن های عمیق راندیده ای من شهر اشباح را دیده ام وfrozen راپسندیدم ممنونکه نظرم را خواندیدمهدس رستمی
    ارادتمند مهدی

  • jamal گفت:

    با سلام، آقا چرا اینقدر بد حمله میکنید چیزی که من حس میکنم انرژی خوبیه که این انیمیشن به پسر ۵ سالم میده، چرا باید یه تراژدی مثل آرامگاه کرمهای شب تاب ژاپنی که مورد تایید شماست رو به اسم انیمیشن که در آخرش دختر ۵ ساله میمیره که حتی منم دپرس میکنه به خورد پسر ۵ سالم بدم و از خاطره سازی با انیمیشن های زیبا جلوگیری کنم بچه که اینهمه فلسفه بافی لازم نداره و کلا انیمیشن برای بچه ها ساخته میشه ضمنا بچه ها که نباید غصه خوردن یاد بگیرند هر جیزی به موقعش خوبه لطفا شجاعت داشته باشید ونظر بنده رو منتشر کنید و اینقدر عینک بدبینی به چشم نزنید

  • mansoor گفت:

    بر خلاف ان چیزی که ذکر کردید اتفاقا این انمیشن داستانش خوب تموم شده گرافیکش خوبه و موزیک و حتی لوگوی اول فیلم بسیار جذاب ایجاد شده است به نظر من پویانمایی بسیار عالی بود به نظر من با این دیدگاهی که شما به این انمیشن نگاه کردید هیچ موضوع و حادقه واتفاق و…. در این دنیا معنی دار به نظر نمی رسد